نمایش جزئیات

باز هم روی لبم ... روضه ویژهٔ شهادت پیامبر صلوات الله علیه وامام‌حسن مجتبی علیه السلام اجرا شده به نفسِ حاج علی آیینه چی

باز هم روی لبم  ... روضه ویژهٔ شهادت پیامبر صلوات الله علیه وامام‌حسن مجتبی علیه السلام  اجرا شده به نفسِ حاج علی آیینه چی

 باز هم روی لبم قصه ی مادر گل کرد 
باز هم در نظرم مادر من می‌سوزد 

*در آتش گرفته بود مادرم بین در و دیوار بود ای مادر مادر...*

بر لبم روضه ی لا یومک یوم العاشور
عالم زمزمه ی آخر من می سوزد

*حالا امام حسن داره برا منوتو روضه میخونه* 

چشم وا کردم و دیدم که به صحرای غمین
خیمه هایی است که دور و بر من می سوزد

*حالا از زبون امام حسن بشنو و گریه کن*

دختری می دود و روی لبش این آواز
عمه دریاب مرا 

*کربلا رو امام حسن مجسم کرده خوب گوش بده روضه خون امام حسنه*

دختری می دود و روی لبش این آواز
عمه دریاب مرا معجر من می سوزد

«حسین  حسین آی حسین»

«باز هم روی لبم قصه مادر گل کرد
این همون موقع ای که خون از لب امام حسن جاری شد حضرت زینب اومد»
 
باز انگار که خون از لب او می آید

وقتی که طشت پر ز دل پاره پاره شد
تازه دلم شبیه به آن گوشواره شد

*میدونی یعنی چی؟یعنی گوشواره خونی شد شکست*

زهر جفا مرا نکشت گوش پاره کشت

برای منکه تو کوچه دیدم مادر نیمه جونه
حالا رفتن با زهر کین مثه آزادی می مونه

میریزه خون از رو لبم
گریه نکن ای زینبم

*آخه عاشورا یه تیر به لب حسین زدن‌*
 
با چادری که فاطمه را مانده یادگار 
او مادرانه لخته ی خون از لبت گرفت


این که چیزی نیست کربلا باید حنجر و خنجر ببینی
روز عاشورا در دل گودال یک تن بی سر ببینی

خصم هر چند که یک ضربه زدن برمادر

*دو طرف صورت کبود شده 
این حرومزاده ها حالا کار به اینجا کشیده شد بگم کوچه باریک بوده این حرومزاده دستاش بلند بوده از بغل نمیتونه دستو بیاره دستو بالا آورد فقط یه دونه به مادرم نزد ولی میدونی چرا دو طرف صورت کبود شد*
 
خصم هر چند که یک ضربه زد اما
آنچنان خورد به دیوار که دیوار گریست

نظرات

در حال بارگذاری...