نمایش جزئیات
مثل بغض از وسط.. روضه وتوسل ویژهٔ شهادت اباالمهدی آقا امامحسن عسکری علیه السلام اجرا شده به نفسِ حاج حیدر خمسه
مثل بغض از وسط حنجره برخاسته ایم
همچون اشک از غم یک خاطره برخاسته ایم
با دو صد حاجت و درد و گره برخاسته ایم
به هوای حرم سامره برخاسته ایم
*هر حرمی میریم چه ایران چه امامزاده ها چه امام رضا چه کربلا چه نجف تو باید بری.همه داخل منتظرتن الا یه حرم.خادما از حرم میان تو راه تو مسیر زائرا.آی زائر می بینن غذا خوردی؟آقا امروز ما رو اونجوری ببین.بیا سر راه ما خادمات تنها حرمی که خادما میان سر راهت.من با چشمم ندیده بودم باور نمی کردم.خادمه گفت:اگر امشب کاری نداری بمون امشب، مهمون ما.آی قربونت.غریب به کی میگن؟به زائرا التماس می کنند کنار ما بمونید،همه چی با ماست.امروز اگر شد بیا به ما یه همچین چیزی بگو.همه با سر میایم آقا*
روضه غربت تو حال عجیبی دارد
هر که نامش حسن است،ارث غریبی دارد
جان به قربان دلت جان به فدای سر او
فرق ها داشت نگاه تو و چشم تر او
که تفاوت بکند همسر تو،همسر او
طعنه بسیار شنیده دل غم پرور او
حسن سامره صحن و حرمت محترم است
حسنی بین بقیع است که او بی حرم است
*ما حرم امام حسن سینه می زنیم حالا شاید زیر خاک باشم امام دل من به این بچه ها خوشه.یه روزی بزرگ شدید،رفتید مدینه؛دیدید صحن و سرا داره؛رفتید تو حرم،بگید:آقا یه سری ها آرزو به دل زیر خاک رفتند.دلشون میخواست تو حرمت روضه بخونند.*
حسنی! آه تو پرداختنی می خواهد
*آقا حرم تو از همه خوشگل تر میشه...
اگه کاظمین دوتا گنبد داره حرم تو چهارتا گنبد می ذاریم.*
حسنی،آه تو پرداختنی می خواهد
حسنی، داغ تو بر سرزدنى میخواهد
حسنی، نامِ تو دور از وطنى میخواهد
حسنی، روضه تو سوختنى میخواهد
*اگه بدونم تو خاطر ما رو میخوای...نمیدونیم جونمون رو کف دست گذاشتیم...تو یه بار من رو به اسم کوچیک صدا کن ببین من برات چه کنم...یه بار به دور و بریات بگو این با ماست ببین من برات چه کنم...*
دل تو تنگ مدینه است که دلگیر شدى
مادرى هستى عزیزم تو اگر پیر شدى
اصلا این غصه به پیمانه تو ریخته اند؟
اصلا آقا سرِ پروانه تو ریخته اند؟
شعله بر دامنِ کاشانه ی تو ریخته اند؟
چل نفر در وسطِ خانه ی تو ریخته اند؟
*با لگد زد،در وا شد...همه ریختند تو خونه.همه به همدیگه می گفتند:پس زهرا کو؟! در افتاد...چهل نفر از رو در رد شدند...یه نفر از اون زیر داد می زد:فضه خذینی...بچه م...*
راهِ ناموس تو را بسته کسى در کوچه؟
همسرت را زده پیوسته کسى در کوچه؟
*پیوسته می دونی یعنی چی؟!
یعنی چپ و راست...*
همسرت را زده پیوسته کسى در کوچه؟
پسرى داشتى و زود کفن کرد تو را
کفنِ فاخر و شایسته به تن کرد تو را
*آه...حصیر دیدی...بوریا دیدی...*
درخور شان تو تشییع بدن کرد تو را
تیرباران چه کسى مثل حسن کرد تو را؟
*بند آخره...شاید برای خیلیا مثل من آخرین روضه محرم و صفرشون باشه.
نه که بگم مزد بدی ها...نه...آخر کار اومدیم از در بریم بیرون یه دستی رو سر ما بکش.یه خداقوت بگی همچین بشکن می زنیم...آقا ما خسته شدیم...خستگیمون هم با هیچی در نمیشه مگر به مادرت ما رو نشون بدی.حکیمه خاتون رو زیارت کردی؟ *
خواهرى داشتى و حرمت او حفظ شده
احترام دل بى طاقت او حفظ شده
بعدِ تو روسرىِ عصمتِ او حفظ شده
دستِ بسته نشده عزت او حفظ شده
خواهرت بزمِ شراب و سرِ بازار نرفت
به اسیری وسط مجلس اغیار نرفت
راهمان از گذر برده فروشان افتاد...
این همه چشم خریدار خدا رحم کند
حسیین...*
شاعر:محمد جواد پرچمی
