نمایش جزئیات
روضه نمیخواهد تنی که.. روضه وتوسل به حضرت ابا عبدالله الحسین علیه السلام اجرا شده به نفسِ حاج آقا نصراللهی
"یا رب الحسین بحق الحسین اشف صدر الحسین بظهور الحجة.... یا رب الزینب بحق الزینب اشف صدر الزینب بظهور الحجة."
یا این دل شکسته ی ما را صبور کن
یا که به خاطر دل زینب ظهور کن
ای ماه پر فروغ بنی هاشمی بتاب
این جاده های شب زده را غرق نور کن
آقاجان یا صاحب الزمان
امشب بیا که روضه بخوانی برای ما
دل را پر از تلاطم و لب ریز شور کن
یا چند صفحه مقتل کرب و بلا بخوان
یا روضه های شام بلا را مرور کن
*اگه این شبها بخوای روضه بخونی چی میخونی *
هم از طلوع ماه روی نیزه ها بگو
هم یادی از مصیبت و داغ تنور کن
*شب جمعه است امشب چه خبره کربلا؟
اگه چشم دلتو باز کنی انبیاء اولیاء همه کربلان اما بینشون یه آقایی بیشتر ناله می زنه گریه می کنه اگه سؤال کنی میگن این جد حسین رسول خداست بانوان بهشتی همه آمدند خدیجه کبری مریم عذراء آسیه ...اما یه خانومی بیشتر از همه ناله میزنه گاهی زمین میفته و بلند میشه اگه سؤال کنی میگن این مادر حسین فاطمه است امشب هی برای حسین ناله میزنه*
شبهای جمعه نیمه شبها تا سپیده
بر روی اسرارش خدا پرده کشیده
از راه می آید زنی قامت خمیده
لب می گذارد روی حلقوم بریده
فریادهای یا بنی پا بگیرد
حیدر بیاید بازوی زهرا بگیرد
*حالا زهرا بخواد برای حسینش روضه بخوند اما..*
روضه نمی خواهد تنی که سر ندارد
قربان آن آقا که انگشتر ندارد
یک جای سالم در همه پیکر ندارد
جایی برای بوسه مادر ندارد
*دلامونو ببریم مدینه...لحظه آخر امیر المؤمنین تا اومد بندهای کفن رو ببنده یه نگاهی کنه ببینه گویا این بچه ها دارن جان می دن یه وقت ناله بلند کرد یا زینب (اول از همه هم طبق نقل زینب کبرای را صدا زد) یا زینب یا فضه یا حسن یا حسین "هلمّوا تزوّدوا من امّکم" بچه ها خودشون رو انداختن روی پیکر مادر یه وقت این پیکر بی جان شفا گرفت گویا امیر المؤمنین میگه دستای زهرا وا شد عزیزانش رو بغل کرد اینقدر این صحنه جانسوزه یه وقت از آسمان ندا بلند شد "یا ابالحسن ارفعهما عنها فلقد ابکیا و الله ملائکه السماء"علی بچه ها رو از بدن مادر بردار گریه ملائکه آسمان بلند شده شب جمعه است اینجور بگیم این ملائکه کجا بودن کنار گودی قتلگاه آخه شما اینجا بچه ها رو با محبت از مادر جدا کردی دلا بسوزه برا اون دختری که پیکر بی سر بابا رو بغل کرد*
همونی که ازم پدرم رو گرفت
با یه عده حرومی دور و برم رو گرفت
*یه وقت یه عده جمع شدند با تازیانه ...*
دست منو بستن نبودی ببینی یا حسین
فرقمو شکستن نبودی ببینی یا حسین
بر تنم نشونه نبودی ببینی یا حسین
جای تازیونه نبودی ببینی یا حسین
زینب و خرابه نبودی ببینی یا حسین
یادش هم عذابه نبودی ببینی یا حسین
خنده های دشمن نبودی ببینی یا حسین
جای نیزه بر تن نبودی ببینی یا حسین
جامه های پاره نبودی ببینی یا حسین
گوش و گوشواره نبودی ببینی یا حسین
سپردمت به خدا و به ریگهای بیابان
سپردمت به غبار و به خارهای مغیلان
سپردمت به وحوش و به شیرهای درنده
به مردمان دهاتی به آهووان پریشان
به گوش خاک سپردم تو را بپوشاند
بعد از تو اینکه ببیند کسی عریان
به باد گفتم اگر شد تنت بپوشاند
که تا خمیده نگردد دوباره مادرمان
سپردمت به هر آنکس که بود اما تو
سپردیم به که رفتی به دلقکان و کنیزان
سپردیم به دو صد چشم پست و نامحرم
به شمر و خولی و اخنس به حرمله به سنان
سپردیم به که رفتی به شامیان حرامی
به مردمان یهود و به ناکسان و عدوان
