نمایش جزئیات

اصرار میکنی... سینه زنی و توسل به حضرت زهرا سلام الله علیها اجرا شده۱۴۰۴به نفسِ حاج‌ مهدی رسولی

اصرار میکنی... سینه زنی و توسل به حضرت زهرا سلام الله علیها اجرا شده۱۴۰۴به نفسِ حاج‌ مهدی رسولی

از غلتیدن انار نگم
آخ میشنوه ذوالفقار نگم

اصرار می کنی حسین،بگم
تکرار می کنم بذار نگم

اصرار می کنی میگم:باشه
فکر نکنم مادرمون مثل قدیما شه

جون داداش فقط بین خودمون باشه
باز نکنه تو کوچه دعوا شه

چقدر گشتم رو زمین گوشواره پیدا شه
جون داداش فقط بین خودمون باشه

بین خودمون باشه...
کابوس حسن ضربه ی دستاشه

بین خودمون باشه...
جوری مادرو زد نتونست پاشه

ای واای مادرم...ای واای مادرم....

از گریه ی نیمه شب، نگم
مادر اگه کرده تب، نگم

از کوچه ی بی ادب، نگم
می رفتیم عقب عقب، نگم

اصرار می کنی،میگم:باشه
فکر نکنم اون چشِ مادرم دیگه واشه
جون داداش فقط بین خودمون باشه

*راستی! داداش حسن،یه چیزی گفتی،فقط بین خودمون باشه.بگو...مادر داشت به زینب یه چیزی می گفت.داشت می گفت:زینب..*

میگفت:نذار حسین تنها شه
منم میرم قتلگاه،شمر از رو تنش پاشه

داشت می گفت:زینب بین خودمون باشه

بین خودمون باشه...
تو چشم حسینم خاک می پاشه...

بین خودمون باشه...
در دینِ حسین رقیه همراشه...

آه...آه...آه...آه...

نظرات

در حال بارگذاری...