نمایش جزئیات

هرشب حسن در خواب... روضه و توسل به حضرت زهرا سلام الله علیها اجرا شده۱۴۰۴به نفسِ حاج‌ میثم‌مطیعی

هرشب حسن در خواب... روضه و توسل به حضرت زهرا سلام الله علیها اجرا شده۱۴۰۴به نفسِ حاج‌ میثم‌مطیعی

"السلام و علیک یا بقیه الله فی ارضه یا صاحب العصر و الزمان یا شریک القران
آجرک الله یا صاحب الزمان وصل الله‌ علیک..ایتها الصدیقه الشهیده 
لعن الله‌ قاتلیک وظالمیک وضاربیک و غاصبی حقک یا سیدتی ومولاتی .."

گفتم لعن الله ضاربیک یادم اومد یه روز معاویه دور و بریهاش رو جمع کرد عمر و عاص، مروان بن حکم،عمر بن عثمان عفان ،همه ی دور و بریهاش بودن مغیرة ابن شعبه هم بود.اینها شروع کردند در محضر امام حسن  به امیرالمومنین اهانت کردن. من میگم اهانت شما فحش بشنوید.. شروع کردن همه اهانت کردن، بی ادبی کردن امام حسن شنید دونه دونه اشون رو مورد خطاب قرار داد رسواشون کرد در لسان امیرالمومنین و مادرش زهرای اطهر. محکم با صلابت قاطعانه. وقتی به مغیره ابن شعبه رسید اولین جمله ی امام حسن اینه طبرسی در احتجاج نقل کرده فرمود: "اما انت یا مغیره ابن شعبه انت الذی ضربة فاطمه" تو مادر من رو کتک میزدی یه ادامه ای هم داشت فرمود: "انت الذی ضربت فاطمه بادمَیتها "تمام پیکر مطهرمادر من رو خونی کردی.. دیگه یه جای سالم در بدن نداشت... زهرا از دنیا رفت اما این غم دست از سر حسن ابن علی برنداشت*

هر شب حسن در خواب می‌گوید
مغیره دست از سرش بردار کشتی مادرم را 

*"لعن الله قاتلیک و ظالمیک وضاربیک" 
خدا قنفذ و لعنت کنه خدا اون چهل نفر و لعنت کنه*

نمی خواهم برنجانم دلت را بی سبب اما
چگونه مرگ یک مادر چهل تن متهم دارد

*اگه پیغمبر چند تا دختر داشت یکی رو میکشتن کمتر دلمون میسوخت.تنها یادگار پيغمبر و کشتن دختر داغدیده رو کشتن هنوز عزادار پدرش بود..اگر سالمند بود کمتر دلمون میسوخت اوایل جوونیش بود.. مادرم خیلی جوونه 
جوونها خبر دارید یا نه دختر باردار رو کشتن اگه حامله نبود کمتر دلمون میسوخت..اگه اینهمه سفارش نشده بود کمتر دلمون میسوخت.اینهمه پیغمبر فرمود:" فاطمه بضعه منی فمن آذاها فقد آذانی "هر بلایی هم که بگی سرش آوردن هم لگد زدن هم با غلاف شمشیر هم تازیانه هم با سیلی هم آتیش زدن خونه هم میخ در هم شکستن پهلو هم ورم بازو هم شکستن گوشواره...ای کاش با شمشیر یک باره کشته بودن اما زجر کش 
هم فاطمه رو زجر کش کردن هم علی و بچه هاش و هفتاد و پنج روز نود و پنج روز این مادر آروم آروم آب شد. عجب تعبیریه "ذاب لحمها" بگم گوشت تنش ذوب شد؟" ونحل جسمها حتی صارت کالخیال" دیگه این اواخر مثل مرده متحرک بود...آخ بمیرم برات ..لذا این پیکر مبارک رو امشب خودش در آغوش گرفت به پیغمبر تحویل داد.کشتنش این همه بلا سرش آوردن ای کاش جلو شوهرش کتکش نمی‌زدند..علی با اینهمه یادگاری چه کنه با در نیم سوخته چکنه با خون روی دیوار چهکنه..

عزیز قلب علی قصه ی شهادت تو 
به ذهن من همه با آب و تاب می‌ماند

تو می‌روی و دگر خون توست بر دیوار
که یادگار برایم چو قاب می‌ماند 

*قربونت برم علی دیگه این خونه جای موندن نیست*

نظرات

در حال بارگذاری...