نمایش جزئیات

گردیده بود قنفذ... روضه و توسل به حضرت زهرا سلام الله علیها اجرا شده۱۴۰۴به نفسِ حجت الاسلام امانت چی

گردیده بود قنفذ... روضه و توسل به حضرت زهرا سلام الله علیها اجرا شده۱۴۰۴به نفسِ حجت الاسلام امانت چی

*هراز چندگاهی امام‌مجتبی زانویِ غم بغل میگرفت برا مادرش انگار همین دیروز بود که..*

گردیده بودقُنفذ همدست بامغیره
هم باغلاف خنجر، هم تازیانه میزد

*امام صادق فرمود:"وکان سبب وفاتها : أن قنفذا مولي عمر لکزها بنعل السيف بأمره"یعنی یه طوری فاطمه رو زد دست فاطمه دیگه بالا نمیومدصدمات ولطمات بین درو دیوار خیلی زیاده اومدن پیش مرحوم آیت الله قروی اصفهانی گفتن: آقاجان آیا مسمار حقیقت داشته یانه؟
فرمودن: "ولست ادری خبرَالمسماری" نمیدونم بود یانه "صدرهاخزینه الاسراری"
برید از سینهٔ فاطمه بپرسید"وضربها قُنفذُ صوت علی ازُدَها" آنقدر با تازیانه به دست وبازوی فاطمه زد..اینا رو امیرالمومنین متوجه نشد تاوقتی که بدن فاطمه رو غسل داد شاید یکی از دلایلی که حضرت زهرا فرموده بود :
علی جان" غَسَلنی و کفنی فی اللیل"
شبانه مرا غسل بده این بوده که مبادا علی صدمات ولطمات وجراحات بدن فاطمه اش رو ببینه...این روزا روضه از زبون امیرالمومنین شنیدن داره آخه میفرماید: تا بدن فاطمه اش رو توخانهٔ قبرگذاشت مشتی از این خاک برداشت یه حزنی رو قلب علی نشست*  

این خانه نیست قتلگه من است
صاحب عزای خانه ی من دخترِ من است

با احترام پای در این آستان نهید
زیرا که قتلگاه گلِ پرپر من است

کی گفته بعدِفاطمه تنها شده علی 
هرشب مزار فاطمه در بَرمن است

*از شبی که خانمش رو دفن کرد فرمود ؛
"وأَمَّا حُزْنِي فَسَرْمَدٌ، وَ أَمَّا لَيْلِي فَمُسَهَّدٌ"
دیگه این غم به دل علی موند بیست و پنج سال بعد تو صفین ابن عباس گفت:
آفاجان چرا محاسنتون رو خضاب نمیکنید؟ امیرالمومنین فرمودن :ما هنوز غم زده ی فاطمه ایم ما هنوز عزاداریم 
آخه چرا؟ آخه زن را کسی مقابل شوهر نمیزند هرشب میومد بالا قبرِ خانمش میفرمود: "نفسي علی زفراتها محبوسة"
نفس توسینه حبسه ای کاش نفسم بالا نمیومد بعدِ فاطمه..همه گریه هام اینه فاطمه جان بعد تو زیاد بمونم... علی اگر نگران این نبود قبرِتو پیدا کنن و قبرت نمایان بشه کنار مزارت میموندم و مثل مادرِ بچه مرده برات گریه میکردم.این کلام رو زینب کبری بالای سرابی عبدالله گفت..زهرا جان زینبت کربلا اومد بالا سرِحسین صدا زد :حسین جان اگر ترس از این نداشتم که بچه هات رو میزنن بالاسرت میموندم.....بریم کربلا..*

یک نفر درمیان گودال و
صدنفر میزدن زینب را

*اینجا تو مدینه سرِ فاطمه کسی امیرالمؤمنین رو نمیزنه ولی بمیرم برا اون دختری که بالای سربرادرش ایستاده بود و داشت گریه میکرد اونقدر زدنش دختر ابی عبدالله‌ صدا زد.. بابا اُنظُر الی قتیل المظلومه ...حسیــــــن‌ وای....
حسیـــــــن‌....حسیـــــــن*

*امیرالمومنین وحضرت زهرا یه قراری داشتن باهم روزای آخر این رو گفته

انیس درد و غم و بلا خداحافظ
پسرعموی به غم مبتلا خداحافظ

نشد کنارتو باشم علی حلالم کن
تا شکستن بازو و سینه و سیلی

در و دیوار پات موندم ولی دیگه 
نشد کنار توباشم علی حلالم کن

قرار بعدی ماکربلا خداحافظ

*حالا علی چی میگه*

خوشی زِ عمرندیده‌ خدانگهدارت 
صنوبری که خمیده خدانگهدارت

*آخر حضرت زهرا رشیده اومد خمیده رفت*

قراربعدی ما کربلا غروب دهم
کنارِ راس بریده  خدانگهدارت.....

*یه وقت و زمانی مادرش اومد بالاسرش صدا زد "بُنیّ قتلوک ذبحوک"  یعنی بالب تشنه کشتنت غریب گیرآوردنت

غریب گیر آوردنت 
جلو چشای مادرت
روی زمین کشوندنت 

*این دوتا عبارت رو هم تو مدینه داریم هم توکربلا داریم نانجیب حرومزاده توکوچه تا حضرت زهرا قباله ی فدک رو گرفت نوشتن"رَفَسَها برجله" یه لگد به مادر سادات زدکربلا هم حسینش روتو گودال "رَفَسَهو برجله" ....ای حسیـــن*

السلام ای بدن بی سرِ گرما دیده
السلام ای تنِ مجروحِ کلیسا دیده

باچه وضعی ته گودال کشیدن تو را
ماشنیدیم ولی زینب و زهرا دیده.

نظرات

در حال بارگذاری...