نمایش جزئیات

نشستم‌کنارت... سینه زنی و توسل به حضرت زهرا سلام الله علیها اجرا شده۱۴۰۴به نفسِ حاج‌ حسن شالبافان

نشستم‌کنارت... سینه زنی و توسل به حضرت زهرا سلام الله علیها اجرا شده۱۴۰۴به نفسِ حاج‌ حسن شالبافان

نشستم کنارت که من رو ببینی
میخوام تا که از جات بلند شی بشینی

نشستم کنارت عزیزم نگام کن
شبیه گذشته بخند و صدام کن

تو اصلا نباید تو بستر بمونی
مگه قول ندادی با حیدر بمونی

عجب روزگاری خوشی پیش روم بود
تو ذهن منو تو چقدر آرزو بود

ببین بچه هامون دارن اشک میریزن
تو رو جون اینها که خیلی عزیزن

*آخ علی داره التماس میکنه..*

عزیزم بلند شو تو باید بمونی
تو باید غمای علی رو بدونی

من آروم میگیرم تو بشکن سکوت رو
کی گفته که از من بپوشونی روتو

چرا با اشاره جوابم رو میدی 
دوباره با اشکات نگو دل بریدی 

نگات میگه دیگه نمیخوای بمونی
عزیزم بلند شو تو خیلی جوونی

شده خونه بی تو شبیه جهنم
شب و روز حیدر شده غرق ماتم

هنوزم لباسات پر از بوی دوده
چرا زیر چشمات سیاه و کبوده

برا من یه کابوس همین بود یه روزی
ببینم تو بستر تو داری میسوزی

ببین میتوانی بمانی بمان
عزیزم تو خیلی جوانی بمان

زهرا بمان و چهره ی من را عبوس کن
زهرا بمان و زینبمان را عروس کن

نظرات

در حال بارگذاری...