نمایش جزئیات

لاله های تربت

لاله های تربت

من به قربان تو و درد و رنج غربتت

اشک زینب می شود لاله های تربتت

زینبم من زینبم، جان رسیده بر لبم (2)

دستهایت را پدر، کس نمی بندد دگر

رفتی و بر اشک تو، کس نمی خندد دگر

زینبم من زینبم، جان رسیده بر لبم (2)

کوفه بابای مرا، کس نمی داند چه کُشت؟

تیغ زهر آلوده و ماجرای کوچه کُشت

زینبم من زینبم، جان رسیده بر لبم (2)

شمع خاموشم بگو، سوز و آوایت چه شد؟

        کــــــــــودکان چشم انتظار، نان و خرمایت چه شد؟

زینبم من زینبم، جان رسیده بر لبم (2)

ای حسین جان لب گشا، با دو چشم خون فشان

تـــو بخوان قرآن ولی، سوره کوثر بخوان

نظرات

در حال بارگذاری...