امروز چهار شنبه 06 مهر 1401

نمایش جزئیات

قسمت پایانی روضه حضرت زهرا سلام الله علیها با نوایِ حاج حسن خلج_سال97

قسمت پایانی روضه حضرت زهرا سلام الله علیها با نوایِ حاج حسن خلج_سال97

زندگی با تو بس که شیرین بود

شور چشمان مرا نظر زده اند

تو زمین خوردی و جماعتِ پست

خنده ها از تَهِ جگر زده اند

قلم افتاد دستِ بی هنران

رنگ شب بر رُخِ قمر زده اند

سیلی و میخ و تازیانه بر آن

صورت و سینه و کمر زده اند

*اینکه میگن: مغیره و قنفذ تو کوچه بودند،

نه،بخدا فقط این دوتا نبودند، بزرگشون ایستاده بود،

همه میخواستن خودشون رو به رئیسشون نشون بدن...

مغیره زد،قنفذ زد،خالد زد،هر سگ و شغالی از راه رسید زد...

خودشم گفت: من دارم از قافله عقب می افتم...

خود ملعونش هم اومد جلو...با غلاف...*

بوته ی یاسِ نازنینِ مرا

دستچین نه،بلکه با تبر زده اند

*اما اینا که چیزی نیست،کجا بودید کربلا،

دور گودال حلقه زدند،نیزه دار با نیزه میزنه،.....

"أَلسَّلامُ عَلَى الشَّیْبِ الْخَضیب..."

آقا رو به رو خوابوند، "أَلسَّلامُ عَلَى الْخَدِّ التَّریبِ...

أَلسَّلامُ عَلَى الْمَنْحُورِ فِى الْوَری..."حسین....*