امروز دوشنبه 17 مرداد 1401

نمایش جزئیات

روضۀ حضرت زینب سلام الله با نوایِ مرحوم حاج جعفر شعبان خمسه

روضۀ حضرت زینب سلام الله با نوایِ مرحوم حاج جعفر شعبان خمسه

گرچه دوری زِ برم همسفرِ جانِ منی

قطرۀ اشکی و در دیدۀ گریانِ منی

تو مپندار که نقشِ تو رَوَد از نظرم

خاطرت جمع که در خوابِ پریشانِ منی

در شبِ بی کسی ام یادِ تو و گوهرِ اشک

خود چراغی تو و در شامِ غریبانِ منی

*عزیزِ دلم ، برادرم .. چه شده رو از زینبت بر گرداندی ؟..

عزیزِ زینب چرا دیگه باهام حرف نمیزنی من همون زینبم .. من همون زینبم  ..

نمیگم قرآن نخوان اما جانِ مادرم زهرا یه نگاهی ام به من بنداز ..

داداش من همون زینبی ام که از مادر که متولد شدم رو دستِ هرکی قرار گرفتم آرام نداشتم ..

اما وقتی مادرم منو در آغوشِ تو قرار داد .. داداشم من آرام شدم ..

اِی زینب .. اِی زینب .. گفت : *

خدا در مکتبِ صبرِ علی پرداخت زینب را

برایِ کربلا با شیر ، زهرا ساخت زینب را

بسانِ لیله القدری که پنهان است قدرِ او

کسی غیر از حسین ابن علی نشناخت زینب را

* آن که داغِ شش برادر را به جان هموار کرد

تا بماند جاودان دین پیمبر زینب است *

قضا به کربُبَلا برد اگر زینب را

قدر به قیمتِ هستی خرید زینب را

مگو ز حسینش چرا جدا نمی گردید

خدا برایِ حسین آفرید زینب را

*همه شنیدید ، تلاوتِ قرآن می کرد ..

چادرِ محملُ کنار زد دید سرِ بریدۀ برادر ..

پرده رو کنار زد دید سر بالایِ نیزه ست گفت حسینم :*

از سینه آه ، از غمت ای ماه می کشم

داغِ غم تو را چو پرِ کاه می کشم

بر نوکِ نیزه جانِ اَخا غبطه می خورم

او حنجرِ تو بوسَدُ من آه می کشم

راوی میگه من ندیدم سر به چوبۀ محمل بزنه ..

اما فهمیدم تو محمل نگرانی درست شد ..

محمل حرکت کرد دیدم خونِ تازه از محمل خانم ..

هر کجا نشستی با صدایِ بلند حسین ....*