امروز یکشنبه 23 مرداد 1401

نمایش جزئیات

مدح خوانی زیبا _ ویژۀ میلاد حضرتِ زهرایِ مرضیه سلام الله علیها سال 95_ حاج محمود کریمی

مدح خوانی زیبا _ ویژۀ میلاد حضرتِ زهرایِ مرضیه سلام الله علیها سال 95_ حاج محمود کریمی

الا مکه امشب چه زیبا شدی چو روی محمد دل آرا شدی تو شهر خدایی و بختت بلند که طورِ تجلایِ زهرا شدی به چشم پیمبر به چشم علی بهشتِ خدایِ تعالی شدی تو در عرشۀ فرش بودی غریب کنون برتر از عرشِ اعلا شدی

در و دشت و کوهت دل آرا شده که چشمت قدمگاهِ زهرا شده

خدیجه زهی دختر آورده ای سراپای پیغمبر آورده ای شگفتا که بهر رسول خدا نه دختر فقط ، مادر آورده ای به غیر از پیمبر به غیر از علی زهر مرد بالاتر آورده ای سر سروران خاکِ پایِ تو باد که بهر علی همسر آورده ای

چه قابل سر ما فدایش شود پدر گفت بابا فدایش شود

محمد عطا شد زحق کوثرت سلام خدا بر تو و دخترت گرامی بدارش چو جانِ عزیز که هستِ اِلهی ست این گوهرت تو روح همه عالم هستی و او بوَد روح پاک تو در پیکرت خدا گوهری بهتر از این نداشت تویی بهترین هدیه از داورت

خدایِ تعالی به تکریم تو همه هستِ خود کرد تقدیم تو

تعالی الله از گوهری این چنین تو را میسزد دختری این چنین به حق خدا جز تو پیغمبری کجا داشته کوثری این چنین؟ تو داماد می بایدت چون علی علی را سزد همسری این چنین حسین آن که فخرِ همه عالم است کند فخر بر مادری این چنین

خدا را روی عالم آراست این فَصَلِّ لِرَبِّکَ که زهراست این

که دیده که محبوبۀ کردگار بوَد بر سرش چادر وصله دار که دیده به یک زن که مردان فداش کند ذاتِ پرورگار افتخار که دیده زنی را که وقتِ نماز نماز از نمازش شود بی قرار

که دیده که خورشید در اوجِ نور بپوشد رخِ خویش از چشم کور

به محشر قیامش قیامت کند کنارِ پیمبر امامت کند مرا بیم آن است ای دوستان که بر دشمنش هم کرامت کند نترسید از سختیِ روز حشر که در حشر زهرا قیامت کند هر آن کو نصیبش نشد فیض او چه بهتر که خود را ملامت کند

بدانید در روز محشر همه که زهرا کند مادری بر همه

نگاهش بود شافعِ امتی به هر گام خاکِ رهش جنتی عجب نیست از گردشِ چشم او شود بابِ دوزخ در رحمتی به قرآن قسم بی تولایِ او نگردد قبول خدا طاعتی به هر صفحۀ عارضش مصحفی به هر گوشۀ چادرش ایتی

بود شیعه در حشر با فاطمه براتِ بهشت است یا فاطمه

رسد روز محشر ندا فاطمه بزن دوستان را صدا فاطمه تو و اختیار جحیم و بهشت ببخشا به حکم خدا فاطمه نه تنها خلایق به بازارِ حشر سر و کارشان هست با فاطمه شنیدم که در آتشِ تب مدام امامِ ششم گفت یا فاطمه

ببینی به محشر چو رو آورند ز هر سو توسل به زهرا برند

الا آبرو آبرومندِ تو بهشتِ خدا عکسِ لبخند تو سلام خدا باد هر صبح و شام به اُم و اَب و شوی و فرزند تو به اباء و ابناء پاکت قسم که مادر نیاورده مانند تو تو عبد خدایی ندارم عجب خداییت بخشد خداوند تو

اگر دست تو دست داور نبود دگر بوسه گاه پیمبر نبود

تو وجه اللهی در نگاه علی کنار علی تکیه گاهِ علی بنازم ولایت مداریت را که جان دادی آخر به راه علی همه شهر بودند دشمن ولی تو بودی تمام سپاهِ علی همه ناله بودی و نگذاشتی که برخیزد از سینه آهِ علی

نه میثم سزود خلقِ عالم همه بگیرند درس از تو یا فاطمه