امروز پنجشنبه 17 آذر 1401

نمایش جزئیات

مناجات و دعا _ حاج محمود کریمی

مناجات و دعا _ حاج محمود کریمی

 خدایا اگر ، بنده ای بدکارم شوق رحمت دارم اشک غم می بارم ، بی قرارم سلاح من چشمان ترم من به پشت درم جان مولا وا کن جان مولا وا کن جان مولا وا کن ، بی قرارم …

*بچه ساله ، اخه مگه تو چه گناهی کردی انقد گریه می کنی مگه تو چقد سن داری؟ تو میفهمی گناه چیه داری گریه می کنی؟ ازش بپرسی میگه من برا مادرم گریه می کنم*

انقدر در میزنم تا که بگشایی جای آخر آمده عبد هر جایی ای خدا ای خدا

*پشت در خونتم آخدا ...*

پشت در تاریک و من واهمه دارم من امانت نامه از فاطمه دارم

*مناجاتی ها کجا نشستن ...*

بیا زینبم تا ببینم رویت تا ببویم مویت میرسد از بویت ، بوی زهرا ... بیا پیغامت را ببرم راهی سفرم دیده بر دارم تا که آید یارم شوق رفتن دارم سوی زهرا رنگ زرد و خون دل از دلم حاکی ست مرهم زخم دلم چادر خاکی ست خواهرم ، خواهرم 2 روز قتل من ولی روز دیگر بود آن دمی که مادرم پشت آن در بود ...