امروز چهار شنبه 06 مهر 1401

نمایش جزئیات

مدح زیبا _ ویژۀ میلاد امام محمد باقر علیه السلام_حاج منصور ارضی

مدح زیبا _ ویژۀ میلاد امام محمد باقر علیه السلام_حاج منصور ارضی

ذکرِ یارِ دلربا کرده دلم یادِ رویِ مه لقا کرده دلم ذکرِ وَجهُ الله اکبر کرده ام باز هم یادِ خدا کرده دلم کی غریب ِ بوده او در کوی ِ دل یادِ یار ِ آشنا کرده دلم در نزولِ آیه هایِ عشق او سینه را غارِ حرا کرده دلم تا به دست آرد دل آن ماه را رو سوی ِ خلوت سرا کرده دلم تا در آن خلوت سخن گویم از او جاهلم ، علم "لَدُن" جوید دلم کیست او روح قوامِ حوزه ها عالمِ علمِ تمامِ حوزه ها پایه ی فقه و اصول و فلسفه موجب ثبت و قِوام حوزه ها شارحِ اسرار کُلِ ما سوی واضعِ مَشیُ و مرامِ حوزه ها بحر من از مکتب ِ تدریس او جمله آیاتِ عظام حوزه هاست اعتبار از قدرتِ علمی ِ او یافته همواره نامِ حوزه ها تا ابد هر جا کلاسی دائر است واقعاً مرهون علم باقر است درس او ، درس هدایت بود و بس مکتبش ظلِ عنایت بود و بس درس او علمی به پویایی حق شرح قرآن و ولایت بود و بس درس او منظومه ای از عاشقی اصل احکام و روایت بود و بس صد بیان تازه در درسش ولی درحقیقت یک حکایت بود و بس یک هدایت که به صد شکل بدیع مشعل راه هدایت بود و بس علم را ملموس و عینی کرد او کُل عالم را حسینی کرد او صد چو اسماعیل ، ذبح راه او حق حریصِ ذکر ِ یا الله ِ او کیست خورشید از خجالت در اُفق مانده پنهان پیشِ رویِ ماه او علم اقرار جهالت می کند پیش تفسیرِ دلِ آگاهِ او دانش و اندیشه صنعِ دستِ او عالمی مدیون دانشگاه او یاد او در بین شیعه گم شده وای از این غربتِ جانکاه او پنجمین فرمانده ی دل ها بود باقرِ علمِ بنی زهرا بود چشمِ جان خیره به نورش بنگرد فارق از خود بر حضورش بنگرد دیده پا بندِ تجلیش شود گر دمی طورِ ظهورش بنگرد خانه ی دل لرزد و ویران شود چون که جا پای عبورش بنگرد مور هم کارِ سلیمانی کند این سلیمان گر به مورش بنگرد هر که می خواد ببیند غربتش بر بقیع و بر قبورش بنگرد کس نمی گیرد سراغ یادِ او اشک شیعه چون چراغ یادِاو او که این محفل به نامش دائر است در شب مستی به شورم ناظر است کیست این بُت عینِ توحیدِ دلم فخر جان باشد که بر او زائر است در کتابِ عشقِ ثاراللهیان آیه ای زیباست اما ساتر است خواستم از عشق گوید مدح او گفت جز حق ، هر زبانی قاصر است از فلک پرسیدم این مه پاره کیست نعره ای زد این امام باقر است ساقیِ میخانه ی کرب و بلاست راوی جانانه ی کرب و بلاست