امروز پنجشنبه 17 آذر 1401

نمایش جزئیات

متن روضه شهادت امام هادی علیه السلام-سید مهدی میرداماد

متن روضه شهادت امام هادی علیه السلام-سید مهدی میرداماد

می خواست جان سپاردوجانی دگرنداشت

هنگام كوچ بود ولی بال و پر نداشت

چشمش ز پنجره سوی مهتاب خیره بود

 معلوم بود این شب آخر سحر نداشت

افتاده بود روی زمین آه می كشید  

اگه اشك نداری،اگه می بینی چشمت خشكه،ناله كه داری خرج كنی،امام صادق علیه السلام فرمود:خدا رحمت كنه اونی كه تو مصیبت های ما آه می كشه،بگو:آه. اگه تصور كنی آه كه هیچی،فریاد می زنی، 

افتاده بود روی زمین آه می كشید  

 اما كسی ز  حال دل او خبر نداشت

با خاطرات تلخ خودش گرم می گرفت

جز اشك، یار و همدمی آخر به بر نداشت

می دونی یاد چی اوفتاد،یاالله ،بچه غیرتی های شیعه

یاد دمی كه در پی مركب دویده بود 

 با ناله ای كه در دل دشمن اثر نداشت

نوش جونت این جام محبت مولات،افتاده بود یاده اون لحظه ای كه،اومدن نیمه ی شب،از تو خونه كشیدنش بیرون،پای برهنه تو كوچه ها،كجا بردنش،مجلس شراب بردنش،باور می كنی یا نه،میخوای بزنی بزن،می خوای داد بزنی بزن،راسته،دروغ نیست،بچه شیعه باید بمیره،كشوندش تو مجلس شراب،با سر برهنه،شراب تعارف كرد،وای،وای،

یاد دمی كه قبر خودش را نظاره كرد

عجب حرومزاده ای بود این متوكل،عجب ملعونی بود،تو خونه ی آقا جلوی آقا،قبرش و كند،ای وای بمیرم،من فكر می كنم می گم شاید برا خود آقا،مرگ شیرین بود،راحت می تونست بشه،اما برا بچه هاش چقدر سخته،بمیرم برا امام عسگری

یاد دمی كه قبر خودش را نظاره كرد

 با ظالمی كه شرم از آن خون جگر نداشت

می ریخت اشك و

نه امام هادی،همه ی اهلبیت ما اینجوری جون دادند،ان شاءالله ما هم اینجوری جون بدیم،ان شاء الله ما هم دم آخر گریه كنیم جون بدیم،چه گریه ای،نه گریه ی ترس،نه گریه ضعف،نه گریه ی نیاز،ان شاءالله دم آخر اینجوری بمیریم،

می ریخت اشك و نوحه گودال می سرود

ازخواهری غریب و حسینی كه سر نداشت

آی حسین......

از دختری كه بعد عمو در مسیر شام 

 دیگر به غیر زجر و سنان همسفر نداشت

حسین..........

از سـوز زهـر تشنـه شـد و گفـت یا حسین

 ای كـاش هیـچ وقـت ربـابت پسر نداشت

كجا ببرمت،همین یه مسیر مسیر روضه ی من،می گن امام عسگری،خیلی فردا بی تابی كرد،وقتی بدن بابا رو دید،وقتی داغ بابا دید،یا امام عسگری،شنیدم گریبان چاك زدی،شنیدم به سر و صورت زدی،شنیدم برا داغ بابات،بلند گریه كردی، مگه چه كردن با بابات،مگه چه جوری كشتنش،اگه شما گریبان چاك زدی،پس زین العابدین چی بگه كربلا،یا الله،گریبان چاك زد امام عسگری،اما كربلا،زین العابدین دید همه دارن بدنهارو دفن می كنن،هیچكی به بدن حسین نگاه نمی كنه،حسین...........عمه چرا بدن بابامو دفن نمی كنن،مگه بابای من،مسلمون نیست،چرا بدنهای خودشونو دفن می كنن،یكی نبود بگه زین العابدین،صبر كن،الان یه كاری می كنن،دیگه بدن بابات پیدا نباشه، الان ده نفر میان،اسباشونو میارن،فرج امام زمان بگو حسین.....