امروز دوشنبه 17 مرداد 1401

نمایش جزئیات

روضه و توسل شهادت امام هادی علیه السلام_ حاج محمدرضا طاهری

روضه و توسل شهادت امام هادی علیه السلام_ حاج محمدرضا طاهری

تنها امام سامرِ ، تنها چه می کنی

*از زبانِ شما امشب میخوام  از آقام سوال کنم*

تنها امام سامرِ ، تنها چه می کنی

در کاروانسرایِ گداها ، چه می کنی

*با این وضع آقا رو داره میاره ... گوشۀ خرابه جاش داد ، یادِ عمه کوچولوش افتاد .... *

دارم برای رنگِ تنت گریه می کنم

*در اثرِ زهر این بدن دیگه رنگش عوض شد ...*

پای نفس نفس زدنت گریه می کنم ...

*آقا جان ...*

باور کنیم حرمت تو مستدام بود؟

یا بردنِ تو بردنِ با احترام بود

باور کنیم شانِ تو را رد نکرده است

این بد دهانِ شهر به تو بد نکردِ است

*تو اشاره بگم ...*

گردُ غبار رویِ تو ای یار ریختند

رویِ سرِ تو از سر دیوار ریختند ...

*چقدر سرگذشتش شبیهِ عمه جانش زینبِ .... *

مردِ خدا کجا و این همه تهدید وایِ من

بزمِ شرابُ آیۀ تطهیر وایِ من ....

هرچند بین رَه بدنت را کِشیدُ برد

دست کسی به رویِ زن ُ بچه ات نخورد

*این کشیدِ شدن انگار ارثیِ .... باباش علی رو تو کوچه میکشوندن ... عمه هاشم میکشوندن .... *

بارانِ نیزه نصیبِ تنت نشد

دستِ کسی مزاحمِ پیراهنت نشد ...

*گریه کنا کجا نشستن ... گفتمُ رفتم ... الله اکبر ....*

این سینه ات مکانِ نشستِ کسی نشد

دیگر سرِ تو دست به دستِ کسی نشد ....

*هر کی هر کجا نشسته فقط بگه ای حسین .....

*آقا جان ...همه اینا که اومدن امشب ، سال ها پایِ روضه ت اشک ریختن . وقتی براشون گفتن اقا رو آوردن ،قبری کنده بود نانجیب هی آقا رو میاورد کنار این قبر میگفت این قبر رو برا شما کندیم به زودی تو همین قبر دفنت می کنیم ... جسارت ها کردن ....همه روضه های امام هادی رو میدونید اما من میخوام برا امام هادی امشب این روضه رو بخونم ....میخوام بگم آقاجان جات خالی بود اون لحظه ای که عمه جانت اومد بالای تلِّ زینبیه .... نگاه کرد ... دید نانجیب داره میدوه .... دستُ پاشُ زینب گم کرد اما یه لحظه تا نگاه کرد دید : والشِمرُ جالِس عَلی صَدرِک ...یه وقت دیدن دستاشُ رو سر گذاشت ... صدا زد یا رسول الله ... وا علیا .... وا اماه .... حسین ....صَلّی عَلَیکَ مَلیکُ السَّماءِ هذا حُسَینٌ مُرَمَّلٌ بِالدِّماءِ مُقَطَعُ الاعْضاءِ مَسْلُوبُ الْعِمَامَةِ وَ الرِّدَاءِ ....یا رسول الله ... هَذَا حُسَیْنٌ مَجْزُوزُ الرَّأْسِ ....*

 

زینتِ دوشِ نبی روی زمین جایِ تو نیست ...

 

* یَوم عَلی صَدرِ المُصطَفی .... یه روز رو سینۀ پیغمبر بودی ...*

باز دوباره به پا شد شور امام هادی

راه و به ما نشون داد نور امام هادی