امروز یکشنبه 23 مرداد 1401

نمایش جزئیات

روضه و توسل جانسوز _ شهادت امام هادی علیه السلام _ حاج مهدی رسولی

روضه و توسل جانسوز _ شهادت امام هادی علیه السلام _ حاج مهدی رسولی

با صد امید همچو گدایان سامرا

پر می کشیم سوی شما أیها النقی

بخشنده تر ز حاتم طائی تویی تویی

مسکین ترم ز هرچه گدا أیها النقی

من هرچه خواستم تو عنایت نموده ای

یک حاجتم نگشته روا أیها النقی

گردد جوانی ام همه ترویج مکتبت

جانم شود فدای تو یا أیها النقی

باید برای غربت تو بی امان گریست

با ناله های حضرت صاحب زمان گریست

شرمنده از قدوم تو چشمان جاده بود

دشمن سواره آمد و پایت پیاده بود

زهر ستم چه با جگر پاره پاره کرد

دیگر نفس، نفس  به شماره فتاده بود

شکر خدا که دشمن تو خیزران نداشت

هر چند دل ، شکسته از آن بزم باده بود

* مسعودی(مورخ)،نقل میکنه،علامه ی مجلسی هم روایت کرده:" فَهَجَمُوا دَارَهُ لَیْلًا"نصف شب هجوم آوردن درِخونه ی آقا،" فَحُمِلَ عَلَى حَالِهِ تِلْكَ إِلَى الْمُتَوَكِّلِ" نصف شب ریختن تو خونه ی آقا، همون جوری آقا رو بردن کنار متوکل،خدا لعنت کنه متوکل رو،کافر ترین خلفای بنی عباسِ، چه جوری بود منزل متوکل؟ "وَ كَانَ الْمُتَوَكِّلُ جَالِساً فِی مَجْلِسِ الشُّرْبِ فَدَخَلَ عَلَیْهِ" آقا کجا بردنت؟مجلس شراب...اما آقاجان! این مجلس شراب که دیگه رأس بریده نداشت،آقا! دیگه زن و بچه باهات نبودن،میخوام بگم" لایوم کیومک یا اباعبدالله " سید بن طاووس میگه: یهو دیدن بچه هارو وارد کردن بر مجلس یزید،اول از همه امام سجاد در غل و زنجیر،بعد بچه هارو بستن به هم،یزید نانجیب شروع کرد خیزران رو بالا بردن....*

آقا بیا و با دل غرق به خون بخوان

از آن سه ساله که پدر از دست داده بود

شاعر: یوسف رحیمی

*بخونم روضه ی سه ساله رو برات؟...*

شبی که زجر با من روبرو شد

دل شب در پی ام در جستجو شد

فقط گویم همین را با اشاره

میان پنجه ی او پُر  زمو شد

چه پیچی بر مویم می زد

 چه وحشی بر رویم می زد

لگد برپهلویم می زد

دنبالم دوید،معجرم کشید.....

قدم پشت،قدم آنجا، هی افتادم

فقط زهرا،رسید آنجا،بفریادم