امروز دوشنبه 17 مرداد 1401

نمایش جزئیات

مدح زیبا _علی ابن ابیطالب علیه السلام _ بنی فاطمه_سعید حدادیان

مدح زیبا _علی ابن ابیطالب علیه السلام _ بنی فاطمه_سعید حدادیان

به گردون ابرش ازرحمت برآمد از دل دریا که دریا شد از آن صحرا که صحرا شد از آن دریا غبار از دشت پیدا شد چو ترکان بخارایی زتیر ترکشش خیزد سر خـار از بُن خـارا علیِّ عالیِ اعلا، ولیِ والی والا وصی سیدِ بطحا به حکمش جمله مـا فیها حدیثی خاطرم آمد که می‌فرمود پیغمبر به اصحابش شب معراج سرّ لیلة الاسرا بطاق آسمان چارمی دیدم من از رحمت هزاران مسجدی اندر درون مسجد اقصی بهر مسجد هزاران طاق، بر هر طاق محرابی بهر محراب صد منبر، به هر منبر علی پیدا چو بشنیدند اصحاب این سخن گفتند که دیشب با علی بودیم جمله جمع در یک جا اباذر گفت با سلمان به روح پاک پیغمبر نشسته بودم اندر خدمتش در گوشه ای تنها تبسم کرد سلمان، این سخن گفتا به پیغمبر ندیدم غیر خود من هیچکس را  نزد آن مولا بگوش فاطمه خورد این سخن گفتا علی دیشب برون از خانه پا ننهاد از شب تا سحر اصلا که ناگه جبر ئیل از حق ندا آورد بر احمد که ای مسند نشین بارگاه قرب او ادنی اگر چه بر همه با صورتی ظاهر شدم اما وصیت از همه بگذشت ، با ما بود در بالا جنابش خالقی باشد که بر خلقش دو صد عالم به هر عالم دو صد آدم به هر آدم دو صد حوا به حکمش صد هزاران کوه بر هر کوه صد دامن به هر دامن هزاران  دشت بر هر دشت صد سینا به هر سینا هزاران طور بر هر طور صد  موسی به هر موسی هزاران بیضه اندر بیضه صد عیسا نه وصفش این چنین باشد که می‌گویند در عالم زخندق جست و مرحب کشت اندر بیشه‌ی هیجا علی سریست در وحدت که باشد سِر بی همتا علی خلقی است در خلقت که باشد خلقتش یکتا