نمایش جزئیات

روضه و توسل به حضرت زینب سلام الله علیها اجرا شده به نفس استاد حاج منصور ارضی

روضه و توسل به حضرت زینب سلام الله علیها اجرا شده به نفس استاد حاج منصور ارضی

این مدتی که میگذرد در عزای تو 
روزی نبوده اشک نریزم به پای تو 
حسین جان !

با یاد آخرین شب پیش تو بودنم 
یک شب نبوده روضه نگیرم برای تو 

*عجب خواهری بوده تک بوده تک بوده
اگه حسین در موارد و مراتب دیگه وترالموتور بوده بی بی همین بوده ..*

یک سال ونیم شمع شدم سوختم حسین 
یک سال و نیم آب شدم سوختم در عزای تو 

ای کاش لحظه ای که رسید جان من به لب
بودم کنار تو در کربلای تو حسین
 
جان می دهم به بستر مرگم در آفتاب 
مثل تن به خاک بیابان رهای تو 

*هنوز یادم نمیره بدن تو توی آفتاب روی خاک افتاده بود سرت رو از بدن جدا کردن به نیزه ها زدن..*
 
بر روی سینه پیروهنت را گرفته ام 
تا اینکه باز زنده شود ماجرای تو 

گودال بود و ولوله ی نیزه دار ها 
هم میزدن هم داد میزدن 

گودال بود و ولوله ی نیزه دار ها 
گم بود بین هله هله هاشان صدای تو حسین 

گودال بود و پیروهن و نعل اسبها 
ای کاش بود خواهرت آنجا به جای تو

«حسین جان،حسین جان»