نمایش جزئیات

مدح و توسل به حضرت زینب سلام الله علیها اجرا شده به نفس حاج رضا قانع وحاج امیر کرمانشاهی

مدح و توسل به حضرت زینب سلام الله علیها اجرا شده به نفس حاج رضا قانع وحاج امیر کرمانشاهی

"بسم الله الرحمن الرحیم یا رحمان و یا رحیم...یا رب العالمین"

زینب که چرخ بنده ی بی‌اختیار اوست
در راه دین اسارت او افتخار اوست

هر جا که می‌رود پیِ احقاق حق رود
ترویج دین احمد مختار، کار اوست

ای بر ضدّ ظلم کوشد و احیاء عدل و داد
برنامهٔ قیامِ حسینی شعار اوست

کو دیده‌ای که صورت او دیده بی‌حجاب؟
عفّت، حجاب و شرم و حیا، پرده‌دار اوست

کو قدرتی که معجر و خلخال او برد
او عصمت خدا و خداوند، یار اوست

یکشب نشد نماز شبش ترک و این حدیث
از زادۀ برادر والا تبار اوست

آن دانه‌های اشک که ریزد به یاد حق
تسکین قلب و روشنی شام تار اوست

شد چیره بر یزیدِ ستمگر، زنی اسیر
قربان بانوئی که چنین اقتدار اوست

او بر بتول تالی و تنها نه دختر است
او بر حسین یاور و تنها نه خواهر است 

شرطی که داشت وقت عروسی به شوهرش
چون سایه رفتنش به قفای برادر است 

*امیرالمومنین فرمود: دخترم از تو خواستگاری کرده،این دختر همون مادریه که مظهر عفت و عصمت و حیاست سرشو پایین انداخت. بعد عرض کرد: بابا فقط یه شرط دارم من بدون حسین نمی‌تونم جایی بمونم هرجا حسینم بره منم خواهم رفت.
وقتی ابن عباس گفت: اگه می‌خواین برین برین، این زن و بچه رو با خودتون نبرین، سرشو بیرون کرد بی بی فرمود: چرا بین من و داداشم جدایی می‌اندازی.. به فدای تو بی بی..*

شرطی که داشت وقت عروسی به شوهرش
چون سایه رفتنش به قفای برادر است

ای کشتی سرخ کرب و بلا را دو نوح بود
نوحی حسین و زینب او نوح دیگر است

وقتی که دید کشتی تبلیغِ انبیا
در موج خون فتاده و بشکسته لنگر است

یکباره ناخدایی او را قبول کرد
نازم به‌ همتش که همانند مادر است

ما را روایتی است که یک ضربت علی
در خندق از عبادت عالم فزونتر است 

یک تازیانه خوردن زینب به راه دین
زان ضرب دست و تیغ نه کمتر نه برتر است

*وقتی فاطمه بنت اسد بیرون اومد، علی رو در بغل داره، خیلی دست‌ها دراز شد تا علی رو بگیره، نه، تا خاتم الانبیا رسید فرمود: فاطمه علی رو به من بده، این آقازاده سه روزه در بغل پیغمبر قرار گرفت چشماشو باز کرد.."السلام علیک یا رسول الله"
انجیل بخوانم؟ زبور بخوانم؟ تورات بخوانم؟ قرآن بخوانم؟ قرآنی که چندین سال بعد نازل شده! ای وای بر ما که نشناختیم 
قرآن بخوانم؟ فرمود: علی جان قرآن بخوان، لب‌های مقدس‌شو باز کرد "بسم الله الرحمن الرحیم قد افلح المومنون"
قرآن تموم شد، می‌دونید پیغمبر چه کرد؟ خم شد و لب‌های علی رو بوسید.یا رسول الله علی قرآن خواند لب‌هاشو بوسیدی، آخ بمیرم حسینشم قرآن خوند.. مقابل دختراش قرآن خوند ..مقابل خواهرا قرآن خوند ..مقابل بی‌بی‌ها قرآن خوند مقابل امام باقر قرآن خوند..مقابل زین العابدین قرآن خوند..اما کسی نبوسید اون لب و دندان رو..بگم همه ناله بزنید.دیدن چوب خیزرانشو برداشت..*

ای چوب خیزران تو حیا کن فرو میا
خود را به جای بوسهٔ خیرالبشر مزن

دستت شکسته باد که دندان او شکست
ای سنگدل تو سنگ به دُرج گهر مزن

اگر که چوب زنی در خفا بزن ظالم
مگر نمی‌شنوی نالهٔ یتیمانش

بالا که رفت چوب، سه ساله بلند شد
صبرش نداشت حوصله در مجلس یزید

اشکِ سرِ بریده درآمد که پا گذاشت 
زینب میان سلسله در مجلس یزید

«امان از دل زینب....» 

همچین که بی‌ بیا وارد مجلس شدن دیدن حسین چشماشو رو هم گذاشت یعنی خواهر تو کجا و مجلس نامحرم‌ها..*

اشک سر بریده درآمد که پا گذاشت 
زینب میان سلسله در مجلس یزید

داغ رباب تازه شد آن لحظه‌ای 
که دید بالا نشسته حرمله

ندیدن رباب تو سایه بنشینه..اگه می‌خوای گریه کنی بیا تو سایه گریه کن گفت: چه جور بیام تو سایه خودم دیدم بدن حسینم تو آفتاب بود،"اَلْجِسْمُ مِنْهُ بِکَربَلاءَ مُضَرَّجٌ،
وَ الرَّأْسُ مِنهُ عَلَى القَنَاهِ یُدَارُ"

 یکی از بزرگان راجع به زینب کبری می‌گفت
هرچه روضه بخوانی همه یه طرف این حرف یک بزرگیست: همین که وارد مجلس شد با آستینش صورتشو گرفت، چرا؟ این همون کسیه که وقتی می‌خواست زیارت جدش بره.. علی حرمو تاریک می‌کرد کسی قد و بالاشو نبینه حالا آوردنش تو نامحرما..*

من کجا مجلس بیگانه کجا
من کجا گوشهٔ ویرانه کجا

من کجا مجلس اغیار کجا
من کجا کوچه و بازار کجا