نمایش جزئیات
روضه و توسل به امیرالمومنین حضرت علی علیه اسلام اجرا شده شب نوزدهم ماه مبارک رمضان به نفسِ حاج محمد رضا طاهری

غریب شهر کوفه امشب
داره وداع میکنه با دنیا
خیلی دلش تنگه واسه زهرا
دیگه نمیخواد که بمونه
*شب هفدهم گفت: حسن جان چقدر دیگه از ماه رمضان مانده گفت آقا جان سیزده روز..حسین جان چقدر رفته از ماه رمضان هفده روز یه نگاه به آسمان کرد دست به محاسنش کشید فرمود:" انا لله وانا الیه راجعون…"امشب تو خونه ی دخترش هی میاومد از سر سفره بیرون نگاه میکرد میفرمود: "انا لله وانا الیه راجعون "میخواد بره سمت مسجد مرغابی ها میان دورش دامن مولا ،عباش رو میگیرن دلشوره افتاده تو دل ام کلثوم بابا جان دورت بگردم امشب بگو داداشم به جای شما نماز بخونه فرمود: با تقدیر چکار کنم ؟تقدیرم اینه که امشب برم مادرت زهرا منتظره ...*
غریب شهر کوفه امشب
داره وداع میکنه با دنیا
خیلی دلش تنگه واسه زهرا
دیگه نمی خواد که بمونه
وقتشه بعد این همه سال
بره عیادت کنه از یارش
ببینه خوب شده یا نه زخم مسمارش
آیا هنوز قدش کمونه
مرغابی ها تو دست و پاش میرن
میاین سر راهش رو میگیرن
زهرا ولی چشم انتظاره
بسه یه عمر نفس زدن با آه
آخه تا کی هم صحبتی با چاه
علی دیگه طاقت نداره
فرق شکسته ی بابا رو
زینب اگه ببینه میمیره
* روایت میگه تا شنید" والله تهدمت ارکان الهدی" امام مجتبی سریع خودش رو رسوند.دید بابا رو خاکها افتاده سرش رو به بالین گرفت .حضرت زیر بغلهاش رو گرفته یه طرف امام مجتبی یه طرف ابی عبدالله روایت میگه پاهای امیرالمومنین رو زمین کشیده میشد دیگه جون تو بدن نیست. نانجیب هزار دینار داده این شمشیر رو به زهر آلوده کرد. از همون لحظه اول زهر همه بدن مولا رو گرفته اما تا دم در رسید فرمود: حسنم زیر بغلم رو رها کن حسینم میخوام با پاهای خودم برم داخل.. بابا شما رو پات نمیتونی بایستی قربونت برم..؟*
فرق شکسته ی بابا رو
زینب اگر ببینه میمیره
خونی که از سرم سرازیره
میریزه هر قدم رو خاکها
کوفه شده مثل مدینه
وقتی که میبرن من و خونه
تموم کوچه ها پر از خونه
باز افتادم به یاد زهرا
*روضه خون امشب علیه....*
یادمه با جراحت پهلو
دستش رو میگرفت روی زانو
برای من دل نگرون بود
چهل نفر ریختن سرش با هم
از اون به بعد سر تا پای ما هم
دیگه مثل رنگین کمون
*گفت میخوام با پاهای خودم برم زینب من و با این حال نبینه ..دل نگرون دختره ،فقط باباش علی دل نگرون نبود یه روزی هم مادرش زهرا وقتی امیرالمومنین کنار بستر زهرا گریه میکرد. میگفت: عزیز دلم میخوای گریه کنی گریه کن فرمود نگاهت به در باشه یه وقت زینب تو رو با این حالت نبینه همه چرا هوای دل زینب رو فقط دارن...داداش حسنش بعضی از مقاتل نوشتن تشتی که مقابل امام حسن بود پارهای جگر تا صدا پای زینب رو شنید اشاره کرد گفت: تشت رو ببرید.همه میدونن زینب یه روز سختی رو میخواد ببینه....همه میدونن یه روزی میاد بالای تل زینبیه...*
اگر این است تاثیر شنیدن
شنیدن کی بود مانند دیدن
*زینب با چشای خودش دید الشمر و جالس علی صدره آه میخوای ارباب رو صدا بزنی بسم الله زن و مرد از پردهی جگر بگو یا حسین...*
برچسب ها
- محمدرضا طاهری
- محمد رضا طاهری
- باب الحرم
- مناجات
- متن
- شهادت
- مداحی
- آموزش مداحی
- دانلود مداحی
- متن روضه
- طاهری
- حاج محمدرضا طاهری
- حاج محمد طاهری
- اشعار
- متن شعر
- اشعار مذهبی
- شعر مذهبی
- شعر به همراه سبك
- اشعار مناجاتی
- ماه مبارک رمضان
- امام علی
- روضه جانسوز
- حیدر
- مناجات و روضه
- گریز روضه
- روضه و توسل جانسوز
- متن اشعار
- گریز مداحی
- دانلود مناجات
- امیرالمومنین
- امام اول
- متن روضه شهادت امام علی
- متن روضه امیرالمؤمنین
- روضه برای امام علی
- گریز روضه امام علی
- متن شعر برای ماه رمضان
- آموزش مداحي
- متن مناجات با خداوند
- دانلود مداحي
- شعر به همراه سبک برای رمضان
- شعر مداحی رمضان
- متن شعر مناجات با خدا در رمضان