نمایش جزئیات
روضه و توسل ویژهٔ شهادت ابا المهدی آقا امام حسن عسکری علیه السلام اجرا شده به نفسِ استاد حاج منصور ارضی

نشد که غورهٔ نارس شراب ناب شود
ضریح دامن او دست این گدا نرسد
نشد که فُطرس آن آستانه باشم حیف
شکسته باد، پَرَم چون به سامرا نرسد
غریب کرب و بلا لااقل زُهیری داشت
کنار حضرت آقا حبیب بوده و هست
همیشه هر شب جمعه حرم پُر از زائر
ولی مزار حسنها غریب بوده و هست
شبیه برگ گلی بین حجره میلرزید
ز درد در وسط حجره دست و پا میزد
برای مرهم زخمش برای تسکینش
بلند مادر خود را فقط صدا میزد
همین که بر جگرش زهر چنگ میانداخت
شراره میزد و داغی دوباره شد تازه
دوباره کوچه و نامحرم و فدکنامه
و زخمِ گم شدن گوشواره شد تازه
همین که او دم آخر لبش عطش نوشید
برای تشنگیاش قدری آب آوردند
هنوز خاطر او مانده است این روضه
برای حضرت هادی شراب آوردند
*اینا رو امام عسکری میدونه، برا باباش شراب آوردن تو مجلسش، ولی بدونید بچهها اگر هزار مرد اینطوری ببرن تو مجلس شراب، میگن مردِ و جواب میده ولی عمه ساداتو بردن، عمه جان ما رو بردن، این بچه کوچکها به همدیگه نگاه میکردند به هم میگفتن این چیه تو دست یزیده، هی میریزه کنار سر بابامون، عمه جان ما رو بردن....یا اباعبدالله...*
فدای تو پدر و مادرم حسینِ غریب
فدای آن تن زخمی که بوریا شده بود
شنیدهام که لباس تو را کسی برده
*یا به این زبان دیگه میگه..*
شنیدهام که لباس تو را کسی دزدید
سه روز روی زمین پیکرت رها شده بود
«ای حسین ....»
*توی سامرا که میری قشنگ دور امام عسگری، خواهرشه عمهاشه، پدر بزرگوارشون همه یه ضریح دارن، گفتم امام عسگری عمهتون بهش یه اهانت نشد، حکیمه خانوم یه اهانت به این مادر عزیزِ امام زمان که همسر امام عسکریه ، نشنیدی تا حالا که کسی اهانت کنه، یعنی تاریخ ما نداریم. بمیرم برا تمام کسایی که قرآن ازش یاد گرفته بودند، تمام اونهایی که قرآن یاد گرفته بودن اومده بودن کنار ناقه زینب هرچی از دهنشون در اومد گفتن.تازه یکی اومد گفت این چیه آوردی؟ گفت این نان و خرماست، اومدم صدقه بدم خدا کنه بچهها مثل شما نشن...*