نمایش جزئیات
روضه و توسل به حضرت ام البنین سلام الله علیها اجرا شده۱۴۰۳ به نفسِ سید امیر حسینی
ظاهرا از ریا ابا دارم
باطنا ادعا…. ادا… دارم
کفر من هست حُبِّ دیده شدن
شرم از، رویِ انزوا دارم
های و هوی مرا نگاه نکن
پولِ خُردم سر و صدا دارم
این نداری تمام دارایی ست
راضی ام من که فقر را دارم
هر چه دارد کریم ، مال گداست
هرچه دارم من از شما دارم
آقا جانم
پیش مردم مرا خراب نکن
به همه گفته ام تو را دارم
لنگ محشر نمیشوم چون که
از طریق، آبله به پا دارم
برسد پای من به کرب و بلا
با ابوفاضل حرف ها دارم
آه من هم شبیه، ام بنین
حسرت و آه کربلا دارم
خنده آمد سری به او بزند
گفت ام البنین: عزادارم
از پسرهای من سپر برگشت
ولی من داغ بوریا دارم
*شنیده ام حسین منو تو بوریا جمع کردن دهاتی ها.. یه چیز دیگه ما شنیده*
گفت آب و غذا نخورده ، حسیـــن
چقَدَر گریه ی قضا دارم
*آی پهلوون کربلا خودت سفارش ما رو به مادرت ام البنین بکن*
تمام عمر منُ آستانِ امِّ بنین
که در تمامی عمریم میهمان ام بنین
هزار دشمن ار میکند قصد هلاک
چه غم مرا که منم در امان امِّ بنین
اگر هزار گره باشدم، خیالی نیست
فقط همین که بگویم به جانِ امِّ بنین
بقیع و خاک بقیع سرمه های مادرهاست
همان غبار که دارد نشان ام بنین
چه برکتی ست سر سفره اش نمیدانم
علی شد از همه دنیا از آنه ام بنین
نشسته پنج امامم کنار سفره ی او
و خورده اند همه آب و نان ام بنین
بزرگ دُخت قبیله، کنیزِ زینب شد
همین که گشت علی میزبان ام بنین
رسید و خانه ی مولا، دوباره مادر دید
حسین دید به سر سایه بان ام بنین
رسیدُ گیسوی کلثوم شانه شد با هر
نوازش نفس مهربان ام بنین
ولی چه حیف که غم آمدُ زمانه نوشت
جگر خراش بُوَد داستان ام بنین
یار قافله خورشیدُ ماه او رفتند
به راه ماند ولی دیدگان ام بنین
*هیچکس تو این عالم نمیتونه لحظه ای درک کنه چطور خانم جان وقتی طرف حسابش میشد حسین و زینب و امیرالمومنین ذره ای مهر مادری رو نمیدید.ذره ای مهر مادری روش اثر نمیگذاشت.فقط بچه های مولا..بچه های خانوم حضرت زهرا سلام الله .تا بچه هاش خودشون رو پیدا کردن اول به اباالفضل یاد دادبعد به همشون یاد داد نبینم بگید داداش به حسین وحسن.. فقط میگید "السلام علیک یا سیدی" اصلا برادر خطاب نمیکنید.*
