نمایش جزئیات
روضه و توسل به حضرت ام البنین سلام الله علیها اجرا شده۱۴۰۳ به نفسِ سید امیر حسینی
بشیر آمد و پیغام بی کسی آمد
خراب شد به خدا خانمان امّ بنین
برای چهار جوانش نگفت،اما گفت:
بگو حسین کجا است جانِ ام بنین؟
همین که دیده شده, بی حسین افتاد و
به روی خاک نشست, آسمانِ ام بنین
مدینه گفت ام البنین نمیشد پیر
گرفت نالهٔ زینب، توانِ ام بنین
نه گاهواره رسید و نه کودک و نه رباب
ولی رسید به جایش خزانِ ام بنین
خمید و خاک دو عالم به روی معجر ریخت
عصا گرفت و سیه شد جهانِ ام بنین
سکینه خورد زمین، وقتِ دادِ زینب شد
میان روضهٔ ابرو کمانِ ام بنین
عروس سوخته ی فاطمه رسید از راه
رباب شد پس از آن روضه خوانِ ام بنین
مدینه دید که چقدر روضه گرفت
چقدر روضه شنید از زبان ام بنین
*چه روضه ای میخوندن و خودشونو میزدن ...همین یه خط *
حسیـــــــن دست غریبی به روی زانو زد
برای جرعهٔ آبی به حرمله رو زد
*قافله رسید مدینه عبدالله از کنار بی بی زینب رد شد نشناخت. یه صدا کرد گفت عبدالله منم زینب حق داری نشناسی پیر شدم. حق داری نشناسی زمین گیر شدم.یه صبح تا ظهر همه عزیزانمو جلوی چشمم کشتن..همه تو بغل خانم ام البنین دونه دونه گریه کردن. مگه زینب و ام البنین از بغل هم جدا میشدن. گفت آی مادر...مادر...مادر...نبودی ببینی چه روزی به سرم آوردن مادر..حسینم رو لب تشنه..مادر مارو چهل منزل اسارت بردن و این چهل منزل سر حسینم رو نیزه ها جلو چشام بود مادر...خانم ام کلثوم بی بی رو بغل کرد ....خانم سکینه سرشو انداخت پایین..نوبت خانم رباب شد...تا اومد بغلش کنه بقیه خانمها از گوشه کنار بهش گفتن خانم سراغ بچه شو نگیریا...سراغ شیرخواره اشو نگیریا...چی شده؟*
الهی حرمله ...آتش بگیری...
کبوتر بچمو از من گرفتی...
*دونه دونه رو بغل کردسرچرخوند گفتن همه مردا رفتن..الهی بمیرم برای حرم خلوتت...کاش میمردیم این روزا رو نمیدیدیم خانم...شنیدم دور حرمت صدا بلند کردن.تو از صدا بلند کردن خاطره خوبی نداری..کاش میومدیم جلو حرمت جون میدادیم خانم...یه نگاه انداخت گفت شیرین زبون قافله کجاست؟یه آهی کشید خانم زینب، دست رو دلم نذار با همین دستام کنار خرابه یه قبر کوچک کندم..بدن کبودشو گذاشتم...الهی بمیرم حرمت زائر نداره...
هرجا که به پرچمش نگاهت افتادحرم رقیه است
تنها حرمی که روضه خون نمیخوادحرم رقیه است
اومدم زیارتت با گریه با زاری
تو هنوزم وسط بازاری
خیلی روضه ی نگفته داری وای
سلام خانم ...ایتها الصدیقه الشهیده
ای نوه ی مادر قد خمیده ...
گنبدتم مثل موهات سفید...
شنیدم که اربعین جاموندی ...
