نمایش جزئیات
روضه و توسل به حضرت ام البنین سلام الله علیها اجرا شده ۱۴۰۳به نفسِ سید امیر حسینی
غمِ دلِ اُمِّ بنینه غمت
روضهی بازه چهرهی درهمت
خیلی عوض شدی عزیز دلم
منو حلال کن اگه نشناختمت
اشک غریبی توی چشمام نشست
مثل سر تو پشت من هم شکست
زینبِ من! بیا بگو دروغه
این که میگن حرومی دستاتو بست
حقیقته! انگاری خواب نبودم
ناراحتم پیش رباب نبودم
بدجوری آبرو ریزی کرده شمر
کاشکی من از بنی کلاب نبودم
آسمونم رو بی قمر کی دیده
پروانهی بدون پَر کی دیده
ام بنین بهم نگی حق داری
ام بنینِ بی پسر کی دیده
سربریدن امید و احساسمو
تبر زدن ساقههای یاسمو
خواستی چهارتا قبر اگه بسازی
کوچیک دُرس کن واسه عباسمو
رفتو دل اهل حرم خالی شد
دست امیر لشکرم خالی شد
یه جور زدن با تیر به چشم نازش
کاسه ی چشم پسرم خالی شد
مردمِ شهر! سر به سرم نذارید
زخم زبون رو جیگرم نذارید
گریهی من فقط برا حسینه
گریه امو پای پسرم نذارید
*دستاتون رو بیارید بالا برای رباب لالایی بخونید*
غمَم ربابه که به غم اسیره
طفل خیالیشو رو دست میگیره
شبا هی از خواب میپره هی میگه
آبش بدید، آبش ندید، میمیره
رباب! نمیشه با غم تو سر کرد
بدون گریه شبارو سحر کرد
دردِ منو دردِ تو مثل همه
حرمله دوتامونو بى پسر کرد
*ماداری شهدا رو تا اخرین روزای زندیگشون چه جوری به عکس شهیدشون نگاه میکنن منتظرن چشم به راهن،،همه نیت کنید فکر کنیم الان حرم حضرت زینبیم. اصلا نیت کنیم حرم از غربت در بیاریم به این نیت اصلا گریه کنیم خانم زینب بخر از ما... سخته چهار تا پسر داشته باشیو یکیشون نباشه موقع تشیع زیر تابوتتو بگیره غریبونه تشعیت کنن، اما سخت تر از اینم داریم، ضجه بزن سخته شش تا برادر داشته باشی شمر بگه چیکار بکن، چیکار نکن، آه آه آه زینب...*
تو کسو کار منی شمر جلو دار شده
