نمایش جزئیات
نسل رودیم، زادهٔ دریا... شعر خوانی بصیرتی اجرا شده به نفسِ حاج مهدی سلحشور
نسل رودیم، زادهٔ دریا
موج خیزیم و صاحب ژرفا
همچو شمعیم، پاک و روشندل
مثل پروانهایم، بیپروا
ما چو کوهیم با وقار، آرام
اهل صبریم، اهل صبر اما
گر بخواند به رزممان رهبر
گرچه ما را به صف کند مولا
میزنیم آنچنان به گُردهٔ خصم
که نماند تنی از او برجای
هست همت نصیب ما امروز
هست نصرت از آن ما فردا
میرسد صبحِ مرگ اسراییل
میرسد شامِ دفن آمریکا
روزی آخر نماز میخوانیم
در شبستان مسجدالاقصی
این همان وعده است وعدهٔ او
وحده لا اله الّا هو
جاده آورده عطر رحمت را
دشت سرشار شد نجابت را
آی باران دوباره جاری کن
در زمین چشمهٔ کرامت را
با حضور تو دل به یاد آورد
خاطرات امام امت را
آن امامی که یاد از او دارند
سروها، کوهها صلابت را
یادمان داد پایداری را
یادمان داد استقامت را
آن امامی که خوب باور داشت
که جدا نیست دین سیاست را
گاه از انقلابمان میگفت
تا بدانیم قدر نعمت را
آن امامی که یادمان داده
که جدا نیست دین سیاست را
آن امامی که مرد ایمان بود
پیر رزمندگان لبنان بود
البشاره که صبح ایمان است
روشن از پرتوَش دل و جان است
مستم از آفتاب ساعت هشت
آفتابی که از خراسان است
نغمهای باز میرسد بر گوش
نغمهای که بسی خروشان است
از دل فکه پاوه اندیمشک
از طلاییه فاو بُستانش
شور صحرا به یُمن مجنون است
شور دهلاویه به چمران است
باز عطر دو کوهه میآید
حاج احمد مگر سخنران است
باکری کاوه باقری همت
چقدَر بزم ما چراغان است
ای جوانان ز یادمان نرود
هر چه داریم از شهیدان است
آن دلیران معرکه که هنوز
دشمن از نامشان هراسان است
ای جوانان ز راه برگشتن
نقض عهد است نقض پیمان است
عهد بستیم یادمان نرود
خیز تا آنکه کاروان نرود
