نمایش جزئیات

مدح ویژۀ ولادت امام سجاد علیه السلام اجرا شده به نفسِ سید مجید بنی فاطمه

مدح ویژۀ ولادت امام سجاد علیه السلام اجرا شده به نفسِ سید مجید بنی فاطمه

تو داماد ایرانی ما شدی
تو مهمان مهمانی ما شدی
تو زیباترین جلوه های خدا 
تو مناجات شعبانی ما شدی 
گرفته است بوی تو این سرزمین 
دلیل مسلمانی ما شدی 
اگر خاک خاک عشق علیست 
خودت آمدی بانی ما شدی 

به ایران صفا را تو آورده ای 
امام رضا را تو آورده ای

زمین پر شد از عطر گلخانه ات 
که بوی حسن ميدهد خانه ات
علی هستی همسرت فاطمه 
کرم در کرم داشت کاشانه ات 
پس از تو رسیدن  تا مجتبی
کریمان ز فیض کریمانه ات 
اگر هشت معصوم ما می‌رسند  
به بیت حَسن بیت فرزانه ات 

ز تو بر حسین و حسن منتصب 
حسن زاده اند و حسینی نسب 

نسیمی مرا سمت سجاده ات
سحر می‌برد تا سر جاده ات 
هوای زیارت سرم زد ربود
دلم را سر زلف افتاده ات 
خدا را در این خانه دیدم فقط 
من از برکت سفره ی ساده ات 
میان  علی اکبر و اصغری 
که تا دل بری از دو دلداده ات 

پدر گفت تاج سرم آمده 
علیِ علی اکبرم آمده 


تو پنهان به حج خدا می‌روی 
به دنبال جا مانده ها می‌روی 
تو کعبه تو خود کعبه ای مکه ای زمزمی 
برای زیارت کجا می‌روی؟
تو بر دوششان بارشان میکشی
شبیه شب مرتضی می‌روی 
تو بر زخم زنجیر نان می‌بری 
کنار فقیر و گدا می‌روی
 
کریمی به بیتت حرامی نشست
سر سفره تو جزامی نشست
 
مرا می‌بری تا ملاقات خود 
به سوی خدا با مناجات خود 
مرا مسجد و دیر کن
 ببرتو تماشای میقات خود 
بیا فارق از دین وقالم نما 
مرا مر کن از اوقات خود 
صحیفه گشودم به درکت رسم 
لبم آشنا کن به سوغات خود 

بیا جان من سر براهم نما
ابوحمزه خوان و نگاهم نما
 
ما همان یاکریم دام شما 
ما همان یاکریم بام شما 
جبرئیل قدیم بام شما 
صبح روز نخست خواندم تان 
چقدر آشناست نام شما 
صبح روز ازل حوالی نور 
سجده کردیم بر کدام شما 
من حلالم بود حلال شما 
من حرامم بود حرام شما 
چهارده قرن دست هیچ کسی
 دل ندادم به احترام شما 

به شما معدن کرم گفتند 
و به ما سائل حرم گفتند
 
پر من بال و بال من پر شد 
پر و بالی زدم کبوتر شد 
به نفس های حضرت‌ ‌ سجاد 
حالمان خوب بود و بهتر شد 
سحر پنجم عبادت بود 
کوچه های خدا معطر شد 
مردی از سمت ابرهای دعا
آمد و خشکی دلم تر شد 
آمد و با خودش کتاب آورد 
او امام آمد و پیمبر شد

مردی از سمت آفتاب آمد 
با مفاتیح مستجاب آمد

آمده تا مرا تکان بدهد 
چشم گریان به این و آن بدهد 
آمده روی پشت بام سحر
با صدای خدا اذان بدهد 
 بشکند که میله ی قفس 
تا که بال‌ها به آسمان بدهد
با خودش مصحف نور آورده 
تا خدا را به ما نشان بدهد 
به نگاهش دخیل می‌بندیم 
تا مناجات یادمان بدهد
  
ای مسیر سبز نجات 
بر مناجات کردنت صلوات 

ای مناجات ای نسیم دعا 
راه نزدیک ما به سمت خدا 
ای که دریا کنار تو قطره 
قطره با یک نگاه تو دریا 
نذر سجاده ی قدیمی توست 
چهارمین رکعت نوافل ما 
ای امام علی دوم من 
ای امام چهارم دنیا 
مرد شب زنده دار سجاده 
مرد محراب التماس دعا
 
از تو بوی نماز می‌آید 
بوی راز و نیاز می‌آید 

مادرت آفتاب حجب و حیا ست
شرف الشمس سید الشهدا ست
مایه ی آبروی ایران است 
افتخار همیشه ام به شماست 
از تو و مادرتو این دل ما 
عاشق خانواده ی زهراست 
یک سفر پیش ما نمی آیی 
وطن مادری تو اینجاست 
تو عجم زاده ای تو فامیلی 
پس حرم سازی ات به گردن ماست
 
تو در این سرزمین گل کاری 
به خدا حق آب و گل داری