نمایش جزئیات
دوری رضا
من جـوان بودم زنجیر گران پیرم کرد گشته کــاهیده تن و مانده بجا تصویرم
یــــــا ز زندان برسان مرگ مرا یا الله یا خلاصم بکن از زیر غلُ و زنجیرم
لیک دوری رضا می کُشدم در غربت گـــــــــر نیاید به تسلای دلِ شب گیرم
برچسب ها
نظرات
در حال بارگذاری...
