نمایش جزئیات

روضه و توسل به حضرت زهرا سلام الله علیها اجرا شده شب اول ماه مبارک رمضان۱۴۰۳ به نفسِ حاج‌ مهدی سلحشور

روضه و توسل به حضرت زهرا سلام الله علیها اجرا شده شب اول ماه مبارک رمضان۱۴۰۳ به نفسِ حاج‌ مهدی سلحشور

*بریم در خانه اون خانومی که سفره ماه رمضانمون رو اون خانم باید باز کنه، رزق این ماه رو این خانم باید امضا کنه.یا زهرا!
ای خانمی که بچه‌هاتو دور بستر جمع می‌کردی، شروع می‌کردی برای همسایه‌ها دعا کردن، وقتی هم که برای خودت دعا می‌کردی خون به دل بچه‌ها می‌کردی، به حق این خانمی که امام صادق علیه السلام فرمود: محبتش صد جا به کارتون میاد، راحت‌ترینش موقع جان دادنه. اون خانمی که در روایته دونه دونه‌ اتونو از بین اهل محشر سوا می‌کنه، هرچی میگن خانم جان وارد بهشت بشید می‌فرمایند: نه، اول دوستانم باید وارد بشن، اول دوستانِ دوستانم باید وارد بشن، هرکس به ما به خاطر فاطمه محبت کرد اونا هم بیان. بچه‌هام بیان، گریه کنای حسین بیان، بازم می‌بینن خانم دلش آرام نشده، راضی نشده، می‌فرمایند: می‌خوام هر کسی نه به پهنای صورت برا حسینم اشک ریخت، نه گریبان چاک زد هر کسی یه هاله‌ای اشک تو چشمش برای حسین بست، اونم بیاد، نه یه هاله‌ای از اشک هرکه برا حسینم آه کشید هم بیاد... ناله بزن یا زهرا*

فاطمه ببین گریونم
روضهٔ تورو می‌خونم
بی تو من چطور آروم بمونم

برگرد..
داره می‌باره اشک دخترت

برگرد..
به جون این شهید بی سرت

برگرد..
تا که خونه بازم صفا بگیره

برگرد..
نبودنت دلم رو می‌شکنه

برگرد..
غمت آتیش به جونم می‌زنم

برگرد..
با دیدنت دلم جلا بگیره

رفتی ز دستای علی..وای
در پیش چشمای علی..وای
برگرد زهرای علی..وای
 
بچه‌هات سیاه پوشیدن
از تموم شهر رنجیدن
چند شبی میشه که نخوابیدن

برگرد..
نباشی اشکامو کی پاک کنه
برگرد..
خدا جای تو من رو خاک کنه
برگرد..
 تا اینکه بچه‌هات آروم بگیرن
برگرد..
نذار که من بیفتم از نفس
برگرد..
خونه برام شدم مثل قفس
برگرد..
اگه نباشی بچه‌هات می‌میرن

تو جون دادی پای علی..وای
پرپر شدی جای علی..وای

برگرد.. زهرای علی
وای برگرد... زهرا علی

گفت...
 نفس به سینه من در شماره افتاده
به خاک تیر مرا ماه پاره افتاد
 
به روی سنگ مزار من غریب بنویسید
که ماه‌پارهٔ من با ستاره افتاده

به وصف غربتم این بس که با سیلی
ز گوش همسر من گوشواره افتاده

*علی جان! میشه یه خواهش ازت کنم، چیه فاطمه جان؟ آقا جان! میشه این دستمو بالا بیاری، چرا فاطمه جان؟ آخه می‌خوام با این دست اشک چشمتو پاک کنم، قیامت این دستم شهادت بده، با این دستم اشک چشم یه مظلوم پاک کردم. خانم جان مگه خودت به بابات نفرمودی، عرضه نداشتی به پیغمبر اکرم، صلوات الله و سلامه علیه، بابا جان از شما یاد گرفتم، موقفی از قیامت کسی از این موقف به سلامت عبور نمی‌کنه، مگر از خوف خدا اشک ریخته باشه، این شب‌ها کمکمون کن، اشک بریزیم از خوف خدا،از محبت خدا، از شکر این سفره‌ای که برامون پهن کرده، خودت ما رو کمک کن به حق علی.. ناله بزن بگو...الهی العفو..*

 

نظرات

در حال بارگذاری...