نمایش جزئیات
برای مرقدت خورشید ... روضه و توسل به راوی دشت کربلا اماممحمد باقر علیه السلام اجرا شده به نفس حاج کاظم غفارنژاد
"اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ بَاقِرِ الْعِلْمِ وَ إِمَامِ الْهُدَى وَ قَائِدِ أَهْلِ التَّقْوَى وَ الْمُنْتَجَبِ مِنْ عِبَادِكَ اللَّهُمَّ وَ كَمَا جَعَلْتَهُ عَلَماً لِعِبَادِكَ"
تو را در کاروانی سرخ دیدم در بیابانت
الا در کاروان گل سپردم دست بارانت
چو ابراهیم سوی شام میرفتید در آتش
به اعجاز خلیلی آتش آنسان شد گلستانت
خزان دیدی خزان دیدی شراب و خیزران دیدی
همین برهان کفایت میکند بر چشم گریانت
حسینی و حسن یعنی تلاقی دوتا نوری
که من باید بخوانم از دلیران از کریمانت
*انگار در خونه ی امام باقر میشینی هم زمان در خونه ی امام حسن مجتبی و امام حسین میشینی*
برای مرقدت خورشید گنبد شد
زمین شد صحن بدین سان جمع کردی شیعیان را زیر ایوانت
کدامین حوزهی علمیه دارد فهم دَرس ات را
رئیس مذهب شیعه است شاگرد دبستانت
هزاران طایفه طومارشان پیچیده شد در هم
تشیع ماند از یُمن احدایث فراوانت
*اما آقا جان مزارت...*
سلام آورده جابر محضرت از سوی پیغمبر ندارم قاصدی دادم سلامم را به مهمانت
مزارت موسم ذیالحجه بیش از پیش خاموش است
سلام ما به تو ای حج و اعمالش به قربانت
*الان کسی نیست صورت بر مزارت بگذارد.*
هزار خاطره ی غم نمی رود از یاد
غروب سرخ محرم نمی رود از یاد....
به گاهواره ی خالی اصغرم سوگند
رباب و خیمه ی ماتم...
*کدوم خیمه ی ماتم؟ به کدوم لحظه اشاره میکنید آقا جان..شام عاشورا نقل می کنن زینب کبری از باقیمانده های خیمه های نیم سوخته یه خیمه ای رو برپا کرد این بچه ها رو دعوت به استراحت کرد تا خودشون خواستن چشم رو هم بزارن یوقت دید در سکوت صحرای کربلا صدای ناله ی حزینی به گوش میرسه پاشد دنبال این ناله کیه این نیمه شبی داره ناله میزنه اومد دید دور از خیمه ها رباب نشسته ...
داره برای علیش زبون میگیره پسرم ....*
دو دستم را به زیر آب بردم
حلالم کن نبودی آب خوردم
به گاهوارهی خالیِ اصغرم سوگند
رباب خیمه ی ماتم نمیرود از یاد
*بمیرم برای بچه هات حسیـــــن...*
فرات بود و عطش بود و کودکان حرم
*انگار امروز سفره ی روضه کنار خیمه ی خانم ربابه تنها رسیدم کربلا..دیدین کسایی که بچه شیر خوره و بچه کوچک دارن یه مسافرت میخوای بری همه آماده ی حرکت هستن اما این مادری که بچه شیرخوره داره هی میره وسایل بچه رو نگاه میکنه.نگرانم وسیله ای از،بچه جا بمونه تا رسیدن کربلا صدا زد : علی اکبر جان, ببینیم این نزدیکی ها آب هست؟ گفت خانم این دجله و این فرات ما بین دو دریا داریم خیمه میزنیم
فرات بود و عطش بود و کودکان حرم...
خروش غیرت زمزم نمیرود از یاد
دمی که هستیِ زینب ز روی زین افتاد...
بلند مرتبه شاهی ز صدر به زین افتاد
اگر غلط نکنم عرش بر زمین افتاد
نیمه جان بود و پشت مرکب خود
بوسه ای سنگ بر جبینش زد
نوبت تیر حرمله شد.وای ...
از پشت زین زمینش زد ...
همین که هستی زینب ز روی زین افتاد
همان مصیبت اعظم نمیرود از یاد....
به دشت دختر و زنها برهنه پا و دوان
بدون یاور و محرم نمی رود از یاد
به شام بر سر ما سنگ میزدند از بام
بلای شهر جهنم نمی رود از یاد
به شهر شام به بزم یزید بین تشت
سر شکسته و در هم حسین....
تو سرمست از مِیِ قالوا بلایی
شهید زنده ی کرب و بلایی
تو دیدی آنچه را سخت است گفتن
نه تنها گفتنش بلکه شنفتن
یا باقرالعلوم ...
تو زینب را غمین و خسته دیدی
پدر را با دو دست بسته دیدی
تو دیدی خیمه ها آتش گرفتند
پرِ پروانه ها آتش گرفتن
برچسب ها
- «زمزمه »
- پیرغلامان
- امام باقر
- اشعار مذهبی
- متن مولودی
- آموزش مداحی
- شعر به همراه سبک
- دانلود
- متن روضه
- مولودی امام محمد باقر
- مولودی
- طبقه بندی
- دانلود مداحی
- متن شعر به همراه سبک
- باب الحرم
- شعر مولودی
- سینه زنی واحد زیبا ویژۀ ایام شهادت حضرت امام رضا علیه السلام و وداع با ماهِ صفر به نفسِ کربلایی حسین طاهری اجرا شده در ماهِ صفر سال ۱۳۹۷
- مداحی
- شعر مداحی
- سیستم آموزش
- مذهبی
- میلاد امام باقر
- میلاد امام محمدباقر
