نمایش جزئیات

از کودکی با آه ...سینه زنی و توسل به راوی دشت کربلا امام‌محمد باقر علیه السلام اجرا شده به نفسِ سید حجت بحرالعلومی

از کودکی با آه ...سینه زنی و توسل به راوی دشت کربلا امام‌محمد باقر علیه السلام اجرا شده به نفسِ سید حجت بحرالعلومی

از کودکی با آه سوزان گریه کردم
با کاروان دیده گریان گریه کردم
هر بار با مویی سپید و قامتی خم
عمه صدا میزد حسین جان گریه کردم

دنبال مرکب پابرهنه میدویدم
دنبال زن ها در بیابان گریه کردم
دیدم که دسته دسته در گودال رفتند
شد شاه عالم سنگ باران گریه کردم

دیدم یکی زانو زده بر روی سینه
گیسوی جدم شد پریشان گریه کردم
دیدم که آب مشک را روی زمین ریخت
سر میبرید از ذبح عطشان گریه کردم

پیراهن یوسف به چنگ گرگ افتاد
پیر بنی هاشم شد عریان گریه کردم
دیدم سپاهی حمله کرده سوی خیمه
تا صبح من شام غریبان گریه کردم

هم بازی ام را پیش چشمم زجر میزد
گم شد رقیه در بیابان گریه کردم
پیدا که شد تا صبح با عمه کشیدم
از گیسویش خار مغیلان گریه کردم

با چشم هایم کوچه های شام دیدم
کوچه به کوچه با اسیران گریه کردم
دیدم که ناموس خدا گشته گرفتار
بر حال عمه من فراوان گریه کردم

دیدم که میبندد یکی با خیزرانش
لب های یک قاری قرآن گریه کردم

نظرات

در حال بارگذاری...