نمایش جزئیات

این عبد سرافکنده... مناجات و توسل در روز عرفه اجرا شده به نفسِ استاد حاج منصور ارضی

این عبد سرافکنده...  مناجات و توسل  در روز عرفه اجرا شده به نفسِ استاد حاج منصور ارضی

* لبیک اللهم لبیک،لبیک لا شریک لک لبیک بنده بیچاره‌ت همیشه شب میومد در خونت، اما امروز اعلام کردن روزم بیایی قبولت می‌کنم*

مانند درختی که دل از ریشه بریده
این عبد سرافکنده به بن‌بست رسیده

از دست گناهان خودش زجر کشیده
شرمنده شده چون که تو را دوست ندیده 

*من با همه رفاقتی و دوستی می‌کنم غیر از تو..*

تنها به من از هجر تو آزار رسیده
وا کن بغلت را که گرفتار رسیده

با اشک دم مشک و لب خشک کویری
پشت در این خانه رسیده است فقیری

من آمده‌ام دست مرا کاش بگیری
من آمده‌ام دست مرا کاش بگیری

اینبار مگر توبه من را بپذیری
دلگیرترین حاجی روز عرفاتم

خندیدن تو می‌دهد از غصه نجاتم
اندوه فراق تو نشسته است به جانم

غم بس که دوانده‌ست مرا رفته توانم
بگذار بگویم به تو ای روح و روانم 

من بندهٔ جاماندهٔ ماه رمضانم

*همه گفتن اگه خدا نبخشیدت فقط روز عرفه می‌بخشتت*

آن عهد شب قدر که دیروز شکسته است
امید به بخشایش امروز تو بسته است

هرچند رهی دل تو پهنه دریاست
اینکه تو مرا پس نزنی خواهش بی‌جاست

اما من دل مرده امیدم به مسیحاست
بیچاره‌ام و چاره من چادر زهراست

اینو سید مهدی طباطبایی  می‌گفت:
بالاتر از پیراهن پاره پاره حسین، چادر خاکی مادرمه..یه بار بهش گفتم برای چی اینو میگی، گفت آخه بدجوری مادر رو زدن *

سوگند به آن چادر افلاکی خاکی
تبدیل کن آلودگی‌ام را تو، به پاکی 

در نغمه شیدایی من رنگ شعف نیست 
با هیچ کسی عاشق دیوانه طرف نیست

تیر دل عشاق علی لنگ هدف نیست
شاهنشه ما غیر شهنشاه نجف نیست

قنبر شدنم زیر سر لقمه مولاست
مادر پدر اصلی من حیدر و زهراست

امروز لبم منتظر آب نشسته
شب در شرف دیدن مهتاب نشسته

این نور بلندی که به محراب نشسته
تصویر حسین است که در قاب نشسته

خنجر برسانید که من ذبح حسینم
قربانی شش گوشه بین الحرمین

 تقدیر خدا در غم اقبال حسین است
جبریل عزادار پر و بال حسین است

روز عرفه کعبه به دنبال حسین است
گودال پر از نیزه فقط مال حسین است

شمشیر برای پر او نقشه کشیده
سر نیزه برای سر او نقشه کشیده

من بندهٔ آنم که شده خالقِ ارباب
ارباب حسین است و منم عاشق ارباب

دنیای پر از کینه نشد لایق ارباب
کشته‌ست مرا گریه با هق هق ارباب

ارباب دلش خانه غم بود به والله
دلواپس زن‌های حرم بود به والله

در شعله گرفتار شود پیر، جوان هم
غارت بشود مقنعه و خلخال زنان هم

دنبال رقیه بدود زجر، سنان هم
زینب سر بازار نرفته است که آن هم

نظرات

در حال بارگذاری...