نمایش جزئیات

نوشتم‌که بیایی...روضه و توسل به باب الحوائج حضرت مسلم ابن عقیل علیه السلام در روز عرفه اجرا شده۱۴۰۴ به نفسِ استاد حاج منصور ارضی

نوشتم‌که بیایی...روضه و توسل به باب الحوائج حضرت مسلم ابن عقیل علیه السلام در روز عرفه اجرا شده۱۴۰۴ به نفسِ استاد حاج منصور ارضی

نوشتم که بیایی ولی پشیمانم
چه بود حکمت این آمدن نمیدانم

چه بود قصه ی آن نامه ها و زاری ها
ز کار مردم کوفه حسین حیرانم

فقط نه اینکه دلم را شکست نامردی
به ضرب مشت و لگد ها شکست دندانم

حرامزاده ی مرجانه افترا زده است
که خارجی ام از قشر نامسلمانم

*میترسم همین صفتم به تو بگن حسین جان... *

شکسته باد دهانش به تو اهانت کرد
بریده باد زبانش که داد دشنامم

آقا جان!همه ی اینا رو میکِشم هزار جان گرامی هم اگر داشته باشم فدای تو نگرانیم اینه..*

 دلم برای تو و خانواده ات تنگ است
نیا به کوفه عزیزم که شهر نیرنگ است

تو عازمی و از این ماجرا خبر دارند
به جای گل همه شمشیر بر کمر دارند

شنیده اند که اکبر کنار تو راهیست
شنیده اند و به دستان خود تبر دارند

بگو به ماه حرم جان من مراقب باش
به چشم های علمدار تو نظر دارند 

تو را به گندم و سکه فروختند آقا 
به جای عشق علاقه به سیم و زر دارند

برای کشتن تو هم قسم شدند حسین
برای ذبح سرت نقشه ها به سر دارند

نظرات

در حال بارگذاری...