نمایش جزئیات
رسیده مسلم...روضه و توسل به باب الحوائج حضرت مسلم ابن عقیل علیه السلام در روز عرفه اجرا شده به نفسِ سید مجید بنی فاطمه
رسیده مسلم خراب و نا امید و قد خمیده مسلم
به چشم کوفه چه صحنه ها ز رزم آفریده مسلم
چنان عمویش چقدر طعنه از همه شنیده مسلم
شنیده ها را میان کوچه ها به چشم دیده مسلم
ز خولی و شمر چه زجرها که از سنان کشیده مسلم
خبر رسیده به جز سپر دو تا زره خریده مسلم
دم شهادت خبر ندارد آه از حمیده مسلم
امامشان را نخواستند و ریختند جامشان را
که پهن کردند دوباره در میان کوفه دامشان را
به خون مسلم گشوده اندکوفیان صیامشان را
به رسم کوفه گرفته اند از تو انتقامشان را
ادامه دادند دو مرتبه نماز بی سلامشان را
به سمت منکر کشانده اند مسجد الحرامشان را
دوباره این قوم نگه نداشتند احترامشان را
به رسم کوفه بلند ساخته اند پشت بامشان را
عذاب را دید، همین که روی بام ظرف آب را دید
میان آن ظرف لب علی اصغر رباب را دید
چه شد رقیه، میان چشم زینب اضطراب را دید
به جز حمیده به دست های کودکان طناب را دید
میان بزمی سر حسین و خوردن کباب را دید
کباب که هیچ به دست های کوفیان شراب را دید
*مسلم رو آوردن بالا دارالعماره روضه زیاد شنیدی اما یادت باشه اونایی که تو جبهه بودن،میگه تا وقتی رفیقمون مجروح میشد اول حرفی که میزد میگفت: آب.....شمشیر به لبش خورده، گفت: اکه میشه دم دمای آخر یه جرعه آب به من بدید،دستارو از پشت بستن بالا دارالعماره،ظرف آب و آوردن هرجه کرد نتونست بخوره لب بریده است.... این خون قطراتش تو ظرف آب ریخت نتونست آب بخوره،همون جا گفت مسلم یه سِرّیِ که تو نمیتونی آب بخوری،از همون بالا دارالعماره نگاه کرد یه صدا زد: :صل الله علیک یا اباعبدالله" مسلم و زنده زنده از بالا دارالعماره پایین انداختن، مردم بعضیا میگفتن الان آزادش میکنن اما یه وقت دیدن مسلم و پرت کردن. میگه: یه وقت دیدن ما بین مردم یه پیر زنی اومده میگه آقام کجاست؟ این آقا مهمان من بود تو خونه ی من دستگیرش کردن، ننگ به این کوفه چه کردید با پیک حسین. گفتن: طوعه! مسلم و بردن بازار قصاب ها یادت باشه این کوفه دوتا زن داشت که معرفتشون به همه ی مردای کوفه می ارزید،یکی طوعه بود، یکی هم زن خولی، نیمه ي دل شب از خواب بلند شد، گفت: من که دم غروب تنور و خاموش کردم،این چه نوریه داره به آسمون میره؟همچین که نزدیک شد، میگه: یه وقت دیدم یه هودجی بین زمین و آسمان پایین آمد،چندتا خانوم مُجللّه پایین اومدن، اما دور یه خانوم قد خمیده ای رو گرفتن، اون خانوم جلو تنور اومد، دستشو جلو آورد،آره با همون دست شکسته یه سر بریده رو بغل گرفت،هی میگفت حسین مادر برات بمیره...*
برچسب ها
- متن شعر برای شهادت مسلم بن عقیل
- سرود _ ویژۀ میلادِ حضرتِ علی اکبر علیه السلام _ کربلایی جواد مقدم
- شب اول محرم
- دانلود مداحی شهادت مسلم بن عقیل
- آموزش مداحی
- متن شعر برای روز اول محرم
- سینه زنی ویژۀ شهادت امام هادی علیه السلام با نوای حاج مهدی رسولی
- اشعار مذهبی
- متن روضه کامل حضرت مسلم
- شعر مداحی
- متن شعر حضرت مسلم بن عقیل
- سید مجید بنی فاطمه
- مـــام تــــــــمام انــبیاء(شعر در مدح حضرت زهرا(س))
نظرات
در حال بارگذاری...
