نمایش جزئیات

کاروان‌ حسین آمده ... روضه و توسل ویژهٔ ورود خاندان آل الله به سرزمین کربلا اجرا شده شب دوم محرم۱۴۰۴به نفسِ سید مجید بنی فاطمه

کاروان‌ حسین آمده ... روضه و توسل ویژهٔ ورود خاندان آل الله به سرزمین کربلا اجرا شده شب دوم محرم۱۴۰۴به نفسِ سید مجید بنی فاطمه

کاروان حسین آمده است 
چه شکوهی میان صحرا بود

صحنه ای که میان چشم فلک
بهترین قاب عکس دنیا بود
 
همه ی کودکان در امنیت 
خواهری در دلش چه غوغا بود 

خاک اینجا به او نمی‌سازد 
چشم هایش شبیه دریا بود

رو به رو برق نیزه و شمشیر 
پشت سر ناله های زهرا بود
 
همگی یک به یک پیاده شدند 
چه غمی بین چشم آقا بود

*تو این چند وقته چقدر به فکر زن و بچه بودی؟ هی میگی هر بلایی به سرم بیاد، اما بچه هام اذیت نشن، قربون دلشوره ی بچه هات برم، تا گفتن اینجا کربلاست، فرمود: چادرها رو بزنید*

همگی یک به یک پیاده شدند 
چه غمی بین چشم آقا بود

محرمان دور ناقه ی زینب 
چادرش در حصار آنها بود

*خواستن زینبو پایین بیارن، آقامون ابالفضل زانو زد*

پای زینب به زانوی عباس 
معجرش در پناه سقا بود
نیزه ها نیت بدی دارند 

*اگه تا الان گریه نکردی، از حالا به بعد دقت کن و اشک بریز، برا همه دعا کن*

نیزه ها نیت بدی دارند 
دلهره در میان زنها بود

از همان راه دور حرمله دید
حنجر شیرخواره پیدا بود

غم عظما زمان عاشورا 
لحظه ای که حسین تنها بود

یا زمانی که در عبا چیدند 
بدنی را که اربا اربا بود

*دختردار ها منو ببخشن، طاقت نداری دستتو رو گوشِت بگیر*

دختری ناله میکِشد نزنید 
سرِ یک گوشواره دعوا بود 

بدنی گرچه زیر پا افتاد 
سرش اما به نیزه بالا بود

نظرات

در حال بارگذاری...