نمایش جزئیات

روضه و توسل به طفلان حضرت زینب سلام الله علیها اجرا شده شب چهارم محرم۱۴۰۴به نفسِ سید مجید بنی فاطمه

روضه و توسل به طفلان حضرت زینب سلام الله علیها اجرا شده شب چهارم محرم۱۴۰۴به نفسِ سید مجید بنی فاطمه

*شب زینبه، دختر شهید توکلی گفت برا بابای من گریه نکنید، برا امام حسین گریه کنید، میخوام بگم این دختران و زنان جامعه ی ما همه رهرو راه زینبن، وقتی این دو تا آقازاده رفتن میدان، وقتی به شهادت رسیدن، همه از خیمه‌ها بیرون دویدن، اما تنها کسی که از خیمه بیرون نیومد زینبه، وقتی برگشت مدینه عبدالله جعفر گفت خانم جان ازت گلگی دارم، شنیدم هر کی شهید شده از خیمه بیرون اومدی، اما پسرامون رو زمین افتادن از خیمه بیرون نزدی، صدا زد عبدالله گفتم اگه بیرون بزنم من مادرم، حسین اگه منو ببینه ترسیدم خجالت بکشه، آی قربونت برم زینب جان، فقط یه اشاره می‌کنم، بی مقدمه میگم، زینب جان چرا انقدر شکسته شدی، عبدالله آخه اون چیزی که من دیدم بعید بود زنده بمونم*

میان این همه نیزه که رو به پایین است
صدای زینب کبراست می‌رود بالا

نظرات

در حال بارگذاری...