نمایش جزئیات

فدای تو‌که گریه هات ... روضه و توسل به حضرت زینب سلام الله علیها اجرا شده شب_چهارم_محرم۱۴۰۴به نفسِ سید مجید بنی فاطمه •

فدای تو‌که گریه هات ... روضه و توسل به حضرت زینب سلام الله علیها اجرا شده شب_چهارم_محرم۱۴۰۴به نفسِ سید مجید بنی فاطمه •

فدای تو که گریه هات برای غربت منه
قبول کن این کمِ منو که دیگه نوبت منه

غریبونه نگام نکن فدات حسین جان 
کاشکی بمیره خواهرت به جات حسین جان 
برات بمیرم

بند دل خواهرتو با گریه هات پاره نکن
نگو خجالت زده ای زینبو بیچاره نکن

کاشکی فدایی میشدن برات دوباره 
دو تا پسر که دیگه قابلی نداره 

*حسین جان کاش منم میتونستم بیام وسط میدان، برات شمشیر بزنم، حسین
 جان من دختر اون مادری ام که نتونست غریبی آقاشو ببینه، بین در و دیوار پهلوش
 شکسته بود، اما اومد وسط کوچه کمربند بابامو گرفت، انقده زدنش اما دست از علی برنداشت*

سر پسرهای منو گذاشتی روی دامنت
ولی تو گودالِ بلا میشینه شمر رو بدنت

نگو میخواد به اشک غربتت بخنده
راه نفس های تو رو نیزه ببنده

*شمشیر شکسته اش رو زد رو زمین، بدن زخمیه، دیدی تو این چند وقته و این اتفاقات، همش نگران زن و بچه تی، از این شبکه های زره داره خون میاد، صورت زخمیه، خودشو آروم آروم رو این شمشیر شکسته بالا آورد، نگاه به خیمه ها کرد، یعنی من تا زنده ام سمت خیمه ها نرین، یوقت یه نانجیبی نیزه به گلوش زد*

↫『بابُ الْحَرَم پایگاهِ متنِ روضه』

برچسب ها

نظرات

در حال بارگذاری...