نمایش جزئیات
روضه و توسل به حضرت ابا عبدالله الحسین علیه السلام اجرا شده شب پنجم محرم۱۴۰۴ به نفس سید مجید بنی فاطمه
خدا ببین تو قتلگاه قیامتی شروع شده
دارن میرن به غارتِ تنی که زیر و رو شده
خدا رو میزنه صدا نفس بریده
دارن میان با خنجرای لب پریده
کاشکی یکی برات یه قطره آب بیاره
سه ساعته که قتل تو ادامه داره
آخ برات بمیرم...
*اگه تو گریه هم نکنی ناله هم نزنی مادرش هست، تو که سالمی اما مادرش با پهلوی شکسته میگه غریب مادر *
عمو حسین دووم بیار
تو جای بابای منی
آخه چجوری ببینم
که داری پرپر میزنی
بمیرم اینجوری نبینمت عزیزم
موهات به هم ریخته منم به هم میریزم
پاشو عمو جون پاشو عمو جون
*عمو جان نمیتونم حالتو اینطور ببینم، عموی مرتبم، عموی مهربونم، همه رو از عمه اش یاد گرفته ها، بچهها نگاه میکنن، خواهر اینجوریه، هی میگفت: قربون قد و بالات برم، مادرمو بین در و دیوار کشتن، گفتم بابا دارم، بابامو شهید کردن، گفتم سایه ی برادرا رو سرمه، حسنمو کشتن گفتم حسین دارم، قربون قد و بالات برم حسین، هی میگفت: داداش مرتبم همیشه موهاش مرتب بود، گفت حسین جان کی نامرتبت کرده، حسین جان انگشترتو بردن، حسین جان پیراهنتو بردن*
عمو نفس نمیکشه
منم گرفته نفسم
چرا گرفتی دستمو
باید به دادش برسم
بمیرم اینجوری نبینمت عزیزم
موهات به هم بریزه من به هم میریزم
آخ عمو عزیزم
*بعضیا میگن برا اینکه زینب دنبال این بچه دوید، اون لحظه ای رسید، که دید اون نانجیب این بچه رو از بغل حسین کنار زد، نشست رو سینه ی حسین، و الشمرُ جالِس علی صدره، حسین*
