نمایش جزئیات

خاص شدم ... روضه و توسل به حضرت قاسم ابن الحسن علیه السلام علیه السلام اجرا شده شب ششم محرم۱۴۰۴به نفسِ حاج‌محمود کریمی

خاص شدم ... روضه و توسل به حضرت قاسم ابن الحسن علیه السلام علیه السلام اجرا شده شب ششم محرم۱۴۰۴به نفسِ حاج‌محمود کریمی

خاص شدم خدا هرچی که می‌خواست شدم
مرد شدم عصاره گل یاس شدم
جون دادم تا قدّ عمو عباس شدم

رخ مادرم کبود شد
تن بابام کبود شد
ارث مادریمه سر تا پام کبود شد

فهمیدم که مادر چی کشید پشت در
له شده سر تا پا عمو بیا منو ببر

*آی عمو جان.. هی می‌خواست عمو رو صدا بزنه، خون تو ریه‌ها پر شده، تو که صدا داری ناله بزن*

خوب شدم برات مردم و محبوب شدم
گریه‌ اتو تا که دیدم آشوب شدم
اسباشون رسیدن و لگد کوب شدم

لبخندم شکسته
بند بندم شکسته
یاد مادر می‌افتم
چند تا دنده ام شکسته

تا دیدمت به پیش نظر مادر آمده
 دندان و دنده‌های تو یک در میان شده

پهلوهام غرق خون
ابروهام غرق خون
کربلاست یا کوچه بازوهام غرق خون

سنگ زدن
به خون، صورتمو رنگ زدن 
گرگ شدن
عمو به صورتم چنگ زدن
بی‌امون
منو با نیزه و سنگ زدن 

تیغ به پهلو کشیدن 
منو از مو کشیدن 
نیزه‌هاشونو روی
زخم پهلو کشیدن 

حرفاشون توهینه
رسم این‌ها اینه
یاد مادر سوختم
که دستاشون سنگینه

*جا داره از اینجا بریم تو کوچه گریه کنیم*

یکی بیاد تو این کوچه 
به مادرم کمک کنه

حسین زیر دست و پاست
به خواهرم کمک کنه..

*حسین اومد کمک کنه به دادش برسه، اومد دید نا نجیب نشسته روی سینه‌اش کاکل‌های زیبا و مجعدشو دور دستش گره زده، می‌خواد سر از بدن جدا کنه، نگاه کرد دید عمو داره میاد، رها کرد هم او ماند هم قاسم، تا اومد لشکرو دور کنه صدا زد عمو جنگ بسه، استخوان‌هام خورد شد عمو جان*

نظرات

در حال بارگذاری...