نمایش جزئیات

واسه‌ مسلمت ... روضه و توسل به باب الحوائج حضرت مسلم علیه السلام اجرا شده شب اول محرم۱۴۰۴به نفسِ حاج‌ مهدی رسولی

واسه‌ مسلمت ... روضه و توسل به باب الحوائج حضرت مسلم علیه السلام اجرا شده شب اول محرم۱۴۰۴به نفسِ حاج‌ مهدی رسولی

*روایت میگه : «فنزل عن فرسه »
از اسبش پیاده شد"و یمشی مُتلددا اذقة الکوفه" شروع کرد پیاده، سرگردان تو این کوچه های کوفه گشتن.."لا یدری این یذهب"نمیدونست کجا باید بره.هی نگاه به این کوچه پس کوچه ها میکرد می‌گفت من که کوفه کسی رو نمی‌شناسم حسین جان..یه نفر هست در خونه رو, رو ما باز کنه ؟؟*

خدا شاهده به هر دری زدم
تا یه جور بهت خبر بدم نیای
یا اگر تقدیره که کوفه بیای
دیگه با رقیه دستِ کم، نیای

واسه مسلمت حلالیت بگیر
خیلی شرمنده ی خواهرت شدم
نمیشه !چطور ببخشم خودمُ
باعث گریه ی مادرت شدم

نخلای علی اسیرِ عطشن
قطره آبی به شکوفه نرسه
با دلی شکسته از خدا می خوام
پایِ بچه ها به کوفه نرسه

به غم نبودن و ندیدنت
یه روزه ،هزار تا غم اضافه شد
به غریب کُشی که رسم کوفیاست
رسم مهمون کُشیم اضافه شد

خُلقشون مثل قدیمه، به سلام
یه جواب واسه ثوابم نمیدن
دین شون گمون کنم عوض شده
دیگه به قربونی آبم نمیدن

*وقتی آب خواست توی کاسه ای آب آوردند  نگاهی به این کاسه کرد چون دهان مبارکشون پر از خون بود.اما نانجیب گفت نگران کاسه نباش..توی ظرفی بهت آب دادیم که حیوونا ازش استفاده میکنند، توهین کرد. یه کلمه هم حرفی نزد ..اما نانجیب همین که شروع کرد گفت «علی»
گفت : خفه !حق نداری از علی حرفی بزنی ..اسم آقای منو به زبونت نیار*

نِمیرم توو بازار آهنگرا
چون سروصداش کلافَم میکنه
شمرُ دیدم که داره بی حوصله
بندِ چکمه هاشُ محکم میکنه

 آه آه
او می‌دوید و من می‌دویدم 
او می‌نشست و من می نشستم
او می کشید و....

( ترجمه ترکی:گوشه قتلگاه صدای ناله و فغان میاد 
 کار شمر تمام شده حالاست که سنان از راه برسه ) 

سرشون شلوغه خنجر فروشا
رونقی گرفته کار و کسب شون
شنیدم ده تا حروم زاده دارن
نعلِ تازه می زنن به اسبشون

*روضه من اینا نیست روضه من اینه:..*

داره پشت سرِ اولاد علی
حرفایی رو که نباید، می زنه
دیگه از سنان نذار بگم برات
برق نیزه ش چشمامُ بد می زنه

*امشب هر جا رفت چه شناختند چه نشناختند سریع همه درها رو بستند.توی کوفه همه درها رو بستند اونم شبی که مسلم تنها موند. سرش رو پایین انداخت رفت .همه درها رو بستند فقط یه در رو براش باز کردند اونم در خونه طوعه 
روضه م چیز دیگه ست: کوفیان اون شب همه درها بستند اما یه روز همه درها باز شد..میدونی کِی بود؟ جارچی ها صدا میزدند بیایید: یا اهل الکوفه خارجی آوردند.بالا نشسته بود یهو دیدند ام حبیبه توی کوچه ها میدود؛ چی شده؟ در خونه همسایه ها رو میزنه میگه : چادر دارید خونه؟معجر دارید خونه؟ (ترجمه ترکی: ( یکی از این سنگها به رقیه بخوره ..... حسیـــــــــــن )

*مُتَلدداً در بیان عرب با مُتحیراً فرق داره 
ما هر دو رو سرگردان ترجمه میکنیم اما معناشون فرق داره..متلدداً به کسی میگن که هیچ هدفی نداره بره جایی رو نداره بره مثل مسلم جایی رو نمی شناخت بره اما متحیراً به اونی میگن که هدف رو میدونه کجا باید بره اما نمیتونه بره.مسلم جایی رو نداشتی بری اما من آقایی رو میشناسم ..
روایت میگه: «وکان العباس متحیراً »*

(ترجمه ترکی: هی با خودش میگه نگرانم برای شیر خواره اصغر بمیره وای بر ربابـِ )

نظرات

در حال بارگذاری...