نمایش جزئیات

عمو‌گیر افتاده ... روضه و توسل به ابن الکریم‌حضرت عبدالله ابن حسن علیه السلام اجرا شده شب پنجم محرم۱۴۰۴به نفسِ حاج‌ مهدی رسولی

عمو‌گیر افتاده ...  روضه و توسل به ابن الکریم‌حضرت عبدالله ابن حسن علیه السلام اجرا شده شب پنجم محرم۱۴۰۴به نفسِ حاج‌ مهدی رسولی

داشت نگاه می‌کردِش از ته 
ته گودال چه خبر بود ؟

عمو گیر افتاده تنها 
مثل زهرا پشت در بود 

*بریم مدینه یه سر..*

علی رو حلال کن به حالش جفا شد 
علی رو حلال کن که محسن فدا شد

علی رو حلال کن ،برای همون روز 
که پای مغیره به اون خونه وا شد 

سرت چی آوردن، زمین خوردی و من 
زمین گیرم حالا ،یارالی یارالی

عمه تا دیر نشده بزار برم 
مثل تو دلواپسم خیلی براش 

انگاری که دیگه نفس نمیکشه 
حرمله ببین چی کار کرده باهاش 

عمه جانِ مادرت بزار برم 
تا به داد زخم پهلوش برسم

سنگهای بدی زدن میخوام برم 
به جراحت های  اَبروش برسم

عمه خواهش میکنم بزار برم
شبیه خودت حالم خیلی بده 

تنها نیستم اونجا غصه ام رو نخور 
مادرت هم تو گودال اومده 

همه منتظرن، مادرش بِرسه 
کاش صدای برادر به خواهرش برسه ...

*راه باز کنید مهمان اومده ‌.....
یارالی یارالی...........*

#ترکی+ترجمه
نَنَی اولَیدی بالا بُنیَّ بُنیَّ(مادرت بمیره )
 حسین کیم سنه بوجور اوزوقویلو  سالیب گودالَ؟(حسین حسین کی تو رو به صورت انداخته تو گودال ؟)

حسین غریب گیر آوردنت
کجاست کهنه پیرهنت؟
 غریب گیر آوردنت 

عمه خواهش میکنم بزار برم 
شبیه خودت حالم خیلی بده 

تنها نیستم اونجا غصه ام رو نخور 
مادرت هم‌ توی گودال اومده 

واسه تشنگیش میخوام تو قتلگاه 
عکس قطره های بارون بکشم

هی تَقلا میکنه بزار برم 
از گلوش نیزه را بیرون بکشم

*دیگه دست و از دست زینب کشید حالا عبدالله داره می‌دوه..زینب داره می‌دوه...:*
 برگرد جانِ عمه برگرد..عمو از من گِله میکنه برگرد هی داره می‌دوه بر میگرده به عمه نگاه میکنه..هی چشارو  پاک میکنه*

فدای چشات بشم‌گریه نکن 
تو هوامو خیلی داشتی همیشه
 
به جون بابام قسم اگر برم 
عمو از دست تو دلخور نمیشه

سن و سالم و نبین نمیزارم
خولی و سنان بیان دورو برت

اگه دیگه ندیدیم همدیگرو 
حواست خیلی باشه به معجرت

*بچه داره بدو بدو میاد هی زمین میخوره بلند میشه عمو, عمو صبر کن الان میرسم عمو .تا رسید تو گودال دید ای داد و بیداد یه لشگر ریختن رو عمو، یه نوجوان ده، یازده ساله یهو لشگر دیدن یه بچه داره صدا میزنه برید کنار مگه این این بی کَس و کاره اینجوری رو سینه اش نشستین نا نجیب برو، وسط شلوغی‌ها یهو ابی عبدالله چشاشو باز کرد دید یه آقا زاده داره بدو بدو میاد.ابی عبدالله بغلو وا کرد ناز دانه اومد خودشو انداخت رو بغل گفت :چرا اومدی عزیز دلم؟ عبدالله چرا اومدی ؟گفت :..*

عمو خیلی بر خورده به غیرتم ببین 
اهل کوفه چی آوردن به سرت
 
عمو جان اگه به موقع نرسم 
زیر چکمه های شمرِ سرت

#ترکی
بیر نفر دِیمیر، بو کمک سیٖزی
بیر بِله  جماعَت نَدَن ورییر 
نه گناهی وار،نه خیالی وار 
هر گَلَن وریب هر گدن وریر

*حالا ای دوتا آقا زاده را بغل کرده 
میگه نانجیب  تا دید تا اینجوری نازدانه کناره عموی شمیشیرو برد بالا ضربه به ابی عبدالله وارد کنه میگن دستو گرفت جلوی ضربه تا ضربه پایین آمد دیدن دست افتاد صدای آقا زاده بلند شد وای مادرم..حالا عبداالله امام حسین  بانی روضه حضرت زهرا بشه بریم مدینه .....برای چی اومدی عمو ؟عمو جان یعنی تو میگی نمی‌آمدم  میموندم میدیدم، دستهای عمه را بستن
یعنی  میگی صبر میکردم تا خود شام عمه ها سیلی میخوردن اما بابام از اینا دیده
 براما بسه..*
 
#ترکی+ترجمه
گذر اوو کوچَدن، کاش اولمیایدٖی
ای کاش میشد از اون کوچه گذر نکنیم 

یانیندایدو حسن کاش اولمیایدی ، 
حسن پیشش بود ولی ای کاش.. 

*بچه شیعه امام اسم‌کوچه میاد دلش میره 

نشد تو کوچه دستشو بگیرم 
شدت ضربشو بگیرم 

نَنَم ییخیلدی...(مادرم افتاد )

نظرات

در حال بارگذاری...