نمایش جزئیات

دیدم افتاده ... سینه زنی و توسل به ابن الکریم‌حضرت عبدالله ابن حسن علیه السلام اجرا شده شب پنجم محرم۱۴۰۴به نفسِ حاج‌ مهدی رسولی

دیدم افتاده ... سینه زنی و توسل به ابن الکریم‌حضرت عبدالله ابن حسن علیه السلام  اجرا شده شب پنجم محرم۱۴۰۴به نفسِ حاج‌ مهدی رسولی

دیدم افتاده پیرِ میخانه 
میروَم دورش میگردم مثل پروانه

جان دهم بعد از رزم جانانه 
زندگیِ من باید باشد شهیدانه 

گریان از خیمه دویدم
 حیران بودم که رسیدم 

دست از زندگی کشیدم 
عمه مُردم از آن صحنه ای که دیدم 

مستان همه افتاده و ساقی نمانده
یک گل برای باغبان باقی نمانده 

چاره ای جز اشک بی امانم نیست 
یک ستاره هم حتی درآسمانم نیست 

ماندن و  دیدن  در توانم نیست 
طاقتِ گریه با زخم خیزرانم نیست

رفتم تا شوم مقرب 
جانِ من رسید برلب
 تنها، مانده عمه زینب
اما خیمه، غوغا خواهد شد از امشب 

ساقی غریب و میکده میسوزد امشب
یک غنچه یاس گمشده میسوزد امشب
 
مستان همه افتاده و ساقی نمانده
یک گل برای باغبان باقی نمانده

نظرات

در حال بارگذاری...