نمایش جزئیات

به زندگیم فکر میکنم ... سینه زنی و توسل به حضرت ابا عبدالله الحسین علیه السلام اجرا شده شب پنجم محرم۱۴۰۴به نفسِ حاج‌ مهدی رسول

به زندگیم فکر میکنم ... سینه زنی و توسل به حضرت ابا عبدالله الحسین علیه السلام  اجرا شده شب پنجم محرم۱۴۰۴به نفسِ حاج‌ مهدی رسول

به زندگیم فکر میکنم ازت تشکر میکنم
آینده ام و تا دم مرگ با تو تصور میکنم

شاید الان به عاشقی فقط تظاهر میکنم
کجا رفت اون روزا و حال وهوا ، اون نعمتای ساده
مثلا یه روضه‌ی چند نفره کنار خونواده

مثلا تا اسمت و میشنیدم 
میدیدم گریه ام براه افتاده
حس میکنم نسبت به قبل
 ارادتم کمرنگ شده
یبار منم صدا بزن 
خیلی دلم برات تنگ شده

«حسیــــن حسیـــــن....»

*تاحالا از سر استیصال صداش زدی*
حسین...حسین...حسین...

بچگیام و یادمه قدیم کجا الان کجا؟؟
چ ذوقی داشتیم اونروزا نوکریای بی ریا
با چادر مادرامون  تکیه زدیم  مُحرّما

خدایـــــی یادش بخیر
مادربزرگ زنجیر و سنجم‌میداد
هی میگفت خیر ببینی پیرهن سیاه
 چقدر به این بچه ام میاد

الهی عاقبتت بخیر درِ این خونه
الهی عمرت زیاد 
هر وقت جلوم‌ اسمت میاد
گریه ام‌ میاد بی اختیار
تازه میشه غمت حسین 
کهنه میشه روز و روزگار
کهنه میشه غمِ روزگار

«حسیــــــن...»

نظرات

در حال بارگذاری...