نمایش جزئیات

چون زلف توام‌ جانا ... سینه زنی و توسل به حضرت ابا عبدالله الحسین علیه السلام اجرا شده شب ششم محرم۱۴۰۴به نفسِ حاج‌ مهدی رسولی

چون زلف توام‌ جانا ...  سینه زنی و توسل به حضرت ابا عبدالله الحسین علیه السلام  اجرا شده شب ششم محرم۱۴۰۴به نفسِ حاج‌ مهدی رسولی

چون زلف توام جانا، در عینِ پریشانی 
 چون بادِ سحرگاهم در بی سر و سامانی

 من خاکم و من گَردم و من اشکم و من دردم
 تو مِهری و تو نوری و تو عشقی و تو جانی 

عشقِ شورانگیزم نورِ رستاخیزم 
به فدای چشمت، جانِ ناچیزم

«ابی عبدالله ابی عبدالله »

در سینهٔ سوزانم مستوری و مهجوری
در دیده ی بیدارم پیدایی و پنهانی

 من زمزمه ی عودم تو زمزمه پردازی 
من سلسله ی موجم تو سلسله جنبانی 

نورِ انّا لِلّه حضرتِ ثارالله
دورِ تو میگردیم یا ابا عبدالله
 یا ابا عبدالله یا اباعبدالله 

خواهم که تو را دردم بنشانم و بنشینم
 تا آتش جانم را بنشینی و بنشانی

 ای شاهد افلاکی، در مستی و در پاکی
 من چشم تو را مانم تو اشک مرا مانی

 دل با من و جان بی تو نسْپاری و بسْپارم
 دل با من و جان بی تو نسپاری و بسپارم 

کام از تو، قُطاب از من، نسْتانم و بسْتانی
 در آتش سودایت دارم منو دارد دل 

 ساقی که نمی بینی دردی که نمی دانی
 هست ما از هستت جانِ ما در دستت 
عالمی حیران و عالمی هم مستت

«ابی عبدالله ابی عبدالله»

نظرات

در حال بارگذاری...