نمایش جزئیات

همه با دامن آتش ... سینه زنی و توسل به حضرت ابا عبدالله الحسین علیه السلام اجرا شده شب دهم محرم۱۴۰۴به نفسِ حاج‌ مهدی رسولی

همه با دامن آتش ... سینه زنی و توسل به حضرت ابا عبدالله الحسین علیه السلام اجرا شده شب دهم محرم۱۴۰۴به نفسِ حاج‌ مهدی رسولی

همه با دامن آتش گرفته رو به گودالن
فتاده بینِ مِیدانی، نمی‌بینم مسلمانی

یکی زد، دو تا زد، همه صورتت عوض شد
پُر از خون شد این خاک، رنگ تربتت عوض شد

خیمه‌ی زن‌ها رو ببین، چه آتیشی چه آتیشی
بیافته زینب رو زمین، بلند می‌شی بلند میشی 

«حسین جان، مظلومِ من ...ای بی کفن »

سرِ پیراهن تو گریه‌ی ما را درآوردند
میان این همه کشته چرا تنها تو عریانی؟
تو و گودالِ طوفانی، فتاده بینِ مِیدانی

زمین و بگردی، پُرِ یالِ ذوالنجاحه
خدایا کمک کن، مادرش توو قتلگاهه

شکسته، شکسته، سر روی تنت می‌ذارم
که باید سه‌ ساعت از تو نیزه دربیارم

چکمهٔ روی سینه‌تو، نمی‌بخشم نمی‌بخشم
حسین اون سه ساعتو، نمی‌بخشم نمی‌بخشم 
برداشتن عمّامه‌تو، نمی‌بخشم نمی‌بخشم 

خبر داری تو که رفتی به کوچه‌گردی افتادم؟
به من از تو فقط هجران رسید، آن هم چه هجرانی!
تو که شاه شهیدانی، چرا گیسو پریشانی

بریده، بریده، نفسی دیگه ندارم
نگاه کن به سمت شام و کوفه رهسپارم 

ببین به دست من طناب، هِلال من  هِلال من
ناله بزن بزم شراب، به حال من به حال من

«حسیــــــــــن...»

نظرات

در حال بارگذاری...