نمایش جزئیات

ای تو در اوج ترین ... روضه و توسل ویژهٔ ورود خاندان آل الله به سرزمین کربلا اجرا شده شب دوم محرم۱۴۰۴به نفسِ حاج‌ حسن شالبافان

ای تو در اوج ترین ... روضه و توسل ویژهٔ ورود خاندان آل الله به سرزمین کربلا اجرا شده شب دوم محرم۱۴۰۴به نفسِ حاج‌ حسن شالبافان

"لا حول ولا قوة الا بالله العلی العظیم حسبنالله ونعم الوکیل نعم المولی و نعم النصیر استغفرالله الذی لا اله الا هو الحی القیوم الحی القیوم الرحمن الرحيم ذوالجلال والاکرام واتوب الیه "


*به اون ساعت و لحظه ای که خانم زینب صدای حسینشو فردا میشنوه هی صدا میزنه: "انا لله و انا الیه راجعون"به اون لحظه ای که حسین از ذوالجناح پیاده میشه یه نگاه کرد فرمود: عباسم خیمه ها رو در گودی قرار بده اما خودت بالای بلندی خیمه بزن.خانم زینب آمد عرض کرد. داداش از بابام امیرالمومنین شنیدم خیمه رو نباید در گودی قرار بدی چرا فقط عباس خیمه اش رو بلندی؟صدا زد زینب جان صبر کن دلیلش رو بهت میگم..میدونی کی جوابش رو گرفت ؟ موقعی که لحظه به لحظه به لشکر دشمن اضافه میشد اومد پیش داداشش گفت بچه‌ها ترسیدن یه نگاه کرد گفت الان درستش میکنم برو تو خیمه  عباسم بیرون یه دور دور خیمه ها بزن زینبم گفتم عباس رو بلندی خیمه بزنه هر موقع میاد بیرون ببینم. وقتی خبر شهادت عباس رو شنید دستهاش رو گذاشت رو سرش دیدن عمه امام زمان هی میگه امان از اسیری زینب..حالا به اضطرار بی‌بی دستها مونو بلند کنیم خیلی این مناجات و استغفار و خدا دوست داره..ابی عبدالله شب عاشورا وقت گرفت یکی از دلایلش استغفار بود.ما به تأسی از اربابمون هر شب استغفار می‌کنیم به عمه جان امام زمان زینب کبری هیچ دستی پایین نمونه صدا بزن الهی العفو*

ای تو در اوج ترین قله ی باب ات زینب
ای نفس گیرترین جلوه ی حیدر زینب 
ای جگردارترین تیغ دو پیکر زینب 
همه رفتن و تویی اول و آخر زینب 

درس دادی تو به ما کوه دماوند شویم 
ریشه در خاک زده هیبت الوند شویم 
آنچه از سیره ی تو گفته و گفتن شویم
همه یک جان همه یک تن به تو مانند شویم 

تا بگوییم همه یک دل و یک سان زینب 
تو نشان داده ای از دشمن سفاک چه باک 
تا که هستیم در این سلسله ی پاک چه باک
تا که داریم سر سجده بر این خاک چه باک
تا خدا هست و علی هست در ادراک چه باک
شده ایران علی از تو دلاور زینب
 
ایستادایم اگر،شیوه ی پیکار تو بود 
خیره کردیم جهان را دم کرار تو بود 
ما شکستیم اگر هیمنه را کار تو بود 
فاتحانیم اگر تیغ جگر دار تو بود
از تو هستیم اگر سید و سرور زینب

سریک قافله باقی است که تو بالا باشی
آمدی تا علم روز مبادا باشی 
به وقار و سکناتت خود زهرا باشی
آمدی پشت امامت همه جا تا باشی 
کیست در پیش خدا با تو برابر زینب 

پرده بردار حرمت، اکبر لیلا خانم
قاسم اینجاست تو را غرق تماشا خانم 
همه هستند همه دور تو حالا خانم
خم شده زانوی عباس بفرما خانم
چشم نامحرم تو نیست مصور زینب
 
 آه دل واپس این جمع کجا آمده ای؟
خانه ی مادری ات نیست چرا آمده ای؟
 بعد شش ماه سفر کرب و بلا آمده ای
به بلا و به بلا و به بلا آمده ای 
 پای دلشوره ی تو مرد برادر زینب

تو رسیدی و حسن پشت سرت آه کشید 
فاطمه از غم تو از جگرش آه کشید
علی از حال دل دربدرت آه کشید
دور شد تا که حسین از نظرت 
همه دلواپس آن داغ مقدس زینب

*یه وقت دید دیگه ذوالجناح قدم از قدم بر نمیداره حضرت فرمود: بگید این بادیه نشین ها بیان آمدند جلو به قول ما پیر و مرادشون رو فرستادند. جناب عباس ابن علی آمد صدا زد ارباب ما مولای ما حسین ابن علی از شما یه سوال داره پیرمرد بگو ببینم نام این سرزمین چیه؟یه نگاه کرد به‌ این جا غاضریه میگن حضرت فرمود: نام دیگه ای هم داره؟شط الفرات میگن.نام ديگه ای داره؟ به این جا نینوا میگن حضرت فرمود: بگو ببینم نام دیگه ای هم داره یا نه؟پیر مرد سرش رو انداخت پایین یه کم فکر کرد گفت آقا به اینجا کربلا هم میگن 
تا گفت کربلا، علی اکبر دید باباش نفس هاش به شماره افتاد.*

*یه جوری به نفس نفس افتاد ،زینب یاد مادرش پشت در افتاد.یاد اون روزی که گفت معاویه دو سه قدم رفتم عقب صدای نفس های فاطمه رو میشنیدم. معاویه یه جور لگد به در زدم صدای استخوان سینه فاطمه رو‌شنیدم..
ابی عبدالله فرمود: همه پیاده بشن خیمه ها رو بنا کرد اینجا امام حسین همه مخدرات رو جمع کرد شروع کرد باهاشون حرف زدن همه حرفها رو که زد از خیمه ی مخدرات که اومد بیرون یهو دید بچه های زینب دویدن،دایی جون مادرمون حالش 
یه نگاه کرد گفت: داداش بیا برگردیم
داداش از اون موقع که اینجا پیاده شدم همه غمهای عالم رو‌ دلمه..داداش از اون موقع که پیاده شدیم علی اصغر داره بی تابی میکنه.*


حسین نحرت کردن
سر پیری یه سفر اومدی زهرت کردن 
سر بریده از قفا راهی شهرت کردن
 
خوشحاله سنان همه گریه میکنن
خوشحاله سنان شاه مظلوم حرم پاماله سنان

بلند شو غیرت الله صدای نامحرم روم بلنده 
بلند شو غیرت الله‌ شمر داره دست من و میبنده

غارت بردند
زیور آلات زنها رو با وقاحت بردن 
از بریدن سر پاک تو لذت بردن
 
 
بلند شو غیرت الله
دزدیده شد النگوی رقیه ات 
بلند شو غیرت الله 
کشیده شد خیلی موی رقیه ات

غروب شد
خورشید نشست شمر ولی از تنت پا نشد
 
اذان شد 
نمازش و بست راه حلقت ولی وانشد 


یک زن تنهام چطور شمر رو ازت جدا کنم
وقت اذان مغربه ....

*ای وای ...امان امان امان از دل زینب
دیگه از فردا هی بزن به سینه ات بگو امان از دل زینب.تا گفتم این نانجیب دو سه قدم رفت عقب انگار خیلی ها نگرفتن چی گفتم مادر ما پشت در بود هی فاطمه در رو با دست نگه می‌داشت گفت معاویه اینقدر در و فشار دادم ای وای..یه وقت دیدم فاطمه خورد زمین..خدا یا به ناله های دل زینب کبری سه مرتبه همه باهم اللهم عجل لولیک الفرج..*

 

نظرات

در حال بارگذاری...