نمایش جزئیات

نبودی اذیتم کردن ... سینه زنی و توسل به حضرت رقیه سلام الله علیها اجرا شده شب سوم محرم۱۴۰۴به نفسِ حاج‌ حسن شالبافان

نبودی اذیتم کردن ... سینه زنی و توسل به حضرت رقیه سلام الله علیها اجرا شده شب سوم محرم۱۴۰۴به نفسِ حاج‌ حسن شالبافان

نبودی اذیتم کردن
اسیر غربتم کردن 

برا لباس پاره ام بود 
غرق خجالتم کردن

من و با دست نشون دادن
تو رو با سنگ نشون کردن

چه با دقت زدن بابا 
لبت رو غرق خون کردن

میدونستم پیش خدایی بابایی
سر رسید آخرین جدایی بابایی

روی دامانم بخواب لالایی بابایی 
لالا لا گلم لالا بابای خوشگلم لالا 

*تا حالا دخترت برات لالایی خونده ؟
گفته سرت رو بزار تو دامنم ؟
 
نبودی حقم و خوردن
 هی اشکم و در آوردن 

النگوهامو یادت هست
 بابا به غارتش بردن

نگم واست که تو بازار
چه حرفهایی شنیدم من

یتیمی سخته تو غربت
 به جون تو بریدم من

بسکه دلگیره این جدایی
شد رباب از گریه م هوایی 

پا به پام میخونه لالایی 
لالایی اصغرم لالا

 شهید بی سرم لالا 
لالا دنیایِ من لالا

 بابایِ بی کفن لالا
لالا گلم لالا بابای خوشگلم لالا

یتیمی سخته تو بازار
بجون تو بریدم من

بس که دلگیره این جدایی
شد رباب از گریه ام هوایی

پا به پام میخونه لالایی
لالایی اصغرم لالا
شهید بی سرم لالا

لالا دنیای من لالا
بابای بی کفن لالا

لالالا گلم لالا
بابای خوشگلم لالا
بابا چرا موهات خونیه...

لالالا...
چرا پیشونیت زخمه بابا
بابای خوشگلم لالا

بابا چرا دندونات شکسته؟
لالا لالا لالا گلم لالا

بابا چرا لبهات پاره پاره شده
لالا لالاگلم لالا...
بابای خوشگلم لالا

«وای رقیه وای رقیه ...»

نظرات

در حال بارگذاری...