نمایش جزئیات

علی اکبر من ... سینه زنی و توسل به حضرت علی اکبر علیه السلام اجرا شده شب هشتم محرم۱۴۰۴به نفسِ حاج‌ حسن شالبافان

علی اکبر من ... سینه زنی و توسل به حضرت علی اکبر علیه السلام اجرا شده شب هشتم محرم۱۴۰۴به نفسِ حاج‌ حسن شالبافان

علی اکبرِ من، علی اکبرِ من

صدا نزدیک می آید صدایِ پای پیغمبر
معطر می‌کند کوچه را ،عطرِ سلام پيغمبر 

می‌افتد هر کسی یادِ جوانی هایِ پیغمبر
جوانان انس می‌گیرند با دنیایِ پیغمبر

به اِعجاز اذانش جان گرفته رُکنِ حنّانه
نهفته بینِ لبهایش دمِ عیسای پیغمبر

نگاهش ساحلِ یاسین ،دلش دریایِ پیغمبر 
به او بخشیده أن از لهجه ی گیرای پیغمبر 

مدینه ،کربلا.. آئینه هایی روبروی يکديگر 
واکنون روز عاشوراست عاشورای پیغمبر

به معراج عطش راهی ،بُران، زخمی
تداعی شد در آن دم لیلة الاَسرای پیغمبر

زمین افتاد از مرکب ،شکست آئینه احمد 
شکست و ارباً اربٰا شد قد و بالای پیغمبر

علی سیراب شد سیراب شد از خاتم بابا 
علی سرمست شد سرمست از صهبای پیغمبر

کنار پیکر بی جان او اشک پدر میریخت برایش باز احیا شد غم عُظمایِ پیغمبر

عبایی دست و پا کرد و غمش را بین آن پیچید
در این طوفان،شکسته قامت طوبای پیغمبر

دلم در کربلا پائین پا ،حال خوشی دارد
نشسته باز زیر قبة الخَضرایِ پیغمبر

«حیدرِ کربلا ،علی..»

کعبه یک زمزم اگر غم عالم دارد
چشم عشاق تو نازم ،که دو زمزم دارد

به حسینیهٔ نفس به طپش سینه زنی 
دم بگیرید که عمق غم این دم  باشد
 
بر مشامم می‌رسد هر لحظه بوی کربلا
مظلــــــــوم حسیـــــــــــن
 عطشـــــــان حسیــــــــــن 

جوانان بنی هاشم بیاید....
علی را بر در خیمه رسانید...

نظرات

در حال بارگذاری...