نمایش جزئیات
•آمدم روضه ... روضه و توسل به حضرت ابا عبدالله الحسین علیه السلام اجرا شده شب دهم محرم۱۴۰۴به نفسِ حاج حسن شالبافان
*امشب گفت:عباسم امشب رو وقت بگیر تا صبح میخوام قرآن بخونم.قربون صدای قرآن خوندنت بشم هی زینب میاومد پشت خیمه ش ..چه جاهایی که قرآن نخوند ابی عبدالله اما قرآن خوندن امشب فرق میکنه آخه دخترش خیلی صدای قرآن خوندن باباش و دوست داره اگر بابا هرشب برای دخترش قرآن بخونه این صدا تو گوشش طنین انداز میشه این صدا ملکهٔ ذهنِ دختر میشه لذا هرجا این صدا رو میشنوه میگه این صدا ،صدای بابای منه
یک وقت دید تو مجلس نامحرما ،عمه جانش جلوی چشماشو گرفت صدای قرآن خوندن باباش بلند شد صدا زد : عمه این صدای بابام حسینه...صدای باباش بلند شد :بسم الله الرحمن الرحیم ..رقیه از جا بلند شد و سیعلم الذین ای...دید هی صدا قطع میشه آخ یه وقت نگاه کرد دید بابا قرآن میخونه هی با چوب به لباش میزنه *
هیچکس دردِ مرا جز تو نفهمید حسیـــــن
و کسی حالِ مرا جز تو نپرسید حسیــــــن
آمدم روضه و خالی شدم و فهمیدم
دردِ دلهای مرا غیرِ تو نشنید حسیــــــــن
من مَلَک بودم و فردوسِ برین جایم بود
لطفت آورد مرا خیمهی خورشید حسیــــــن
جگرم خرجِ تو شد ای جگرت خرجِ علی
چشمِ ما سرخ شد آنقدر که بارید حسیـــــــن
من به امیدِ فرج آمدهام کاری کن
کَس نرفتهست از این غمکده نومیدحسین
داشتم هرچه به تاراجِ غمت رفت، فقط
به رویِ سنگِ مزارم بنویسید حسیـــــن
امشبی را شهِ دین در حرمش مهمان است
روضه خوان خواند و فقط فاطمه نالید، حسیـن
تا خجالت نکشد تا که نمیرد عبــــــّاس
پیش زینب ز امان نامه نپرسید, حسیـــــــن
بیشتر سخت ,کفِ پای یتیمان میشد
تا دم صبح اگر خار نمیچید حسیـــــــن
* بُریر میگه ابی عبدالله پشت خیمه ها هی راه میره خم میشه یه چیزی از زمین بر میداره اومدم گفتم :آقا جان داری چکار میکنی؟صدا زد: بریر فردا خیمه هامو آتیش میزنن، بچه هام فرار میکنن، میخوام بلکه به پای دخترام کمتر خار بره بریر دارم خار رو از تو بیابون جمع میکنم
تار چشمش شده بود از عطش و آنهمه زخم
آنقدر تار که جز دود نمیدید حسیـــــــن
*همه رو جمع کرد امشب، فرمود: عباسم چراغم کم کن هرکی میخواد بره بره اگه کسی حق الناس به گردنش هست میتونه بره یه نگاه کرد فرمود :شما بمونید یا برید فردا این موقع حسین رو قطعه قطعه کردن اینجا بود ابیعبدالله از فردا گفت گفت، چراغم خاموش کرد گفت: هرکی میخواد بره تا اونایی که باید بمونن کنارِ حسین*
گرچه کم هستند خیلِ یار اما مانده است
هر کسی که انتخابش کرده زهرا مانده است
بین طومارش زُهیر و عابس و جُون و حبیب
هر که نامش هست اینجا پس کجا جامانده است
*یه وقت دیدن ابیعبدالله نگرانِ حرّه
آخه اونموقعی که راه و بر حضرت بست امام اسم حرّ و در طومار شهدا دیده بود
حرّ هفت مرتبه هِی دهنه ی اسبش و گرفت ،هی اسب دستهاش رو میآورد بالا شیهه میکشید دیدن عباس غضب آلود نگاش میکرد، امام میگفت :صبر کن
دیدن هی زیر لب میگه: لاحول ولا قوه الا بالله اسم حرّ رو دیده بود امام آقاجان من از بچگی هر موقع شنیدم مادرتو زدن من هم بی اختیار دستم و مرخص کردم*
خیمه را تاریک کرد و خواست راحت تر رود
هر غریبه که میانِ آشناها مانده است
تا که از هم باز کرد انگشت ها را
چشمهایش چون بهشتی شد که مابین دو دنیا مانده است
امشب از شرم لب اطفال, عباس آب شد
شرمگین از شَرم او عمری است دریا مانده است
با وجود وعده دادنهای شمرِ بی وجود
مثل کوهی پشتِ مشکِ خیمه، سقا مانده است
خواهرش با گریه سمت خیمهاش راهی شده
آخرین توصیه ی امابیها مانده است
اومد تو خیمه اول از همه با امام سجاد وداع کرد. امام سجاد نقل میکنه: بابام که نشست کنارم از مابین جوشن تنش نفس که میکشید خون میزد بیرون
*وصایای امامت و تقدیمش کرد ازخیمهش آمد بیرون. اومد تو خیمه ی مُخدّرات و محارم، همه دور امام و گرفتن خیلی وداع جانسوزی شد *دیدی یه موقع بابا از خونه میخواد بره، بزرگتر خونه بره همه اهل خونه دورش جمع میشن، خواهر ها میان، دخترها میان،معمولا همسرش میره یه گوشه میایسته*همه دورِ حسین و گرفتن دیدن رباب رفته یه گوشهای ایستاده، یه پردهی حیایی هست بالاخره همسرش بود یه کناری ایستاده بود.با همه وداع کرد دخترا یکی یکی، سوار ذوالجناح شد به خانم فرمود: زینب جان من اگه برگردم با تکبیر و لاحولا قوه الا بالله شما رو صدا میزنم حواست باشه، تا نشست روذوالجناح وداع کنه یه وقت دید ذوالجناح قدم از قدم بر نمیداره یه نگاه کرد دید دخترش دستهای اسب و بغل گرفته، صدا زد: بابا بیا پایین ،"بابا رُدَّنا الی حرمِ جدّنا"بابا بیا برگردیم مدینه..بیا برگردیم بابا..اینجا دخترش و بغل کرد ابی عبدالله اینقدر گریه کرد*دیدی یه موقع میخوای بری به زن و بچهت میگی سفارشتونو کردم اگه کاری چیزی بود وقت و بیوقت میتونید باهاش هماهنگ کنید* ابی عبدالله یه نگاه کرد دید دیگه هیچکی نمونده ارباب ما یه نگاه به آسمان کرد صدا زد: زینب شما رو به خدا سپردم*
سپردی ام به که رفتی به دلقکان و کنیزان
*سوار ذوالجناح شد تا چند قدم رفت یهو دید یه صدا میاد مَهلاً مهلا یابن الزهرا برگشت دید زینبه ...گفت داداش صبر کن وصیت مادرم انجام بدم آروم زیر گلوش و بوسید، یه نگاه کرد گفت؛ داداش خیلی مراقب خودت باش
شب آخره که پیشَمی حرم آشوبه حسیـــــن
نگران دلم نباش، حالِ من خوبه حسیــــــن
من آب از سرم گذشته داداش مواظب سرت باش
میونِ گودال غربت، مراقب علیاصغرت باش
*امام عاشورا جنگ نمایانی کرد، یه وقت ذوالجناح رو نگه داشت، یه لحظه دیدن حسین به نفس نفس افتاده ذوالجناح رو نگه داشت نفسی تازه کنه یه عده شروع کردن سنگ زدن یه سنگ به پیشانی مبارک خورد هر کاری کرد خونِ پیشانی بند نیامد، پیراهن عربی شو بالا زد.صدرالحسین نمایان شد، یه وقت دیدن حرمله خوشحال نشست رو دو کُندهٔ زانو چنان یه تیر به قلبِ ارباب ما زد ..ارباب مقاتل مینویسه هر کاری کرد تیر و از جلو بیرون بیاره نشد
*امام زمان من و ببخشه*میگن ارباب ما هر کاری کرد تیر و از جلو بیرون بیاد نشد میدونی چیکار کرد؟ انتهای تیر و با دست شکست دیدن حسین خم شد تیر و از پشت سر بیرون کشید، اینجا بود
بلند مرتبه شاهی زِ صدر زین افتاد
*همه دیدند حسین با گونهی راست خورد زمین*
خسته بود آقا
تازه روی مرکبش نشسته بود آقا
تک و تنها رفت
که صدایِ گریه تو خیمه بالا رفت
*این جایی که اربابِ ما خورد زمین امام سجاد که آمد بدن رو دفن کنه حضرت فرمود :همون جایی بابامو دفن میکنیم که از اسب با صورت خورد زمین این جایی که الآن قبر سیدالشهدا هست دقیقاً محلیِ که از روی ذوالجناح با صورت حسین خورد زمین.امام فرمود :بابام باید اینجا دفن بشه
لذا گودال قتلگاه جاییِ که سرِ امام از بدن جدا شد درسته؟ این مسیر چند قدمی میدونی برای چیه؟وقتی ارباب ما افتاد رو زمین، دیدن دیگه تکون نمیخوره*
* یکی گفت: حسین کارش تمامه، یکی گفت هنوز زنده است، یه نانجیب گفت میخواید بدونید زنده است یا نه؟ یکی گفت:
اینها غیرت الله اند، رفت رو بلندی، دیدن داد میزنه ،حسین اینجا افتادی؟ دارن به خیمه هات حمله میکنن.شمر میدونی چی گفت؟ گفت اینجا تنها افتادی، خواهرت تو خیمه تنهاست، اگه مدینه نشد مادرتو پشتِ در بسوزونم، الآن زینب و به آتش میکِشم. یه وقت دیدن حسین بدنش شروع کرد به لرزیدن هِی میگه "وا أخیا وا زینبا" خودشو کشوند سمتِ خیمه.حالا فهمیدین مسیر چی شد؟ دیدن ارباب ما داره خودشو میکشونه یه وقت عمر سعد گفت: شمر اول کار حسین و تمام کنین
دیدن دهنهی اسبشو گرفت، حروم زاده اومد تو گودال از اسبش اومد پایین، آستیناشو زد بالا برید کناریه نفر گفت شمر حسین تو گودال افتاده بزار برش گردونم
گفت: کار خودمه مادرش و مدینه با پا زدن اینجا ارباب ما رو با چکمه برگردوند،نشست رو سینه ی حسین، محاسن حسین و بدست گرفت یه وقت ارباب ما صدا زد:
من أنت؟ تو کی هستی رو سینه ی من نشستی؟نانجیب صدا زد: أنا شمر ابن ذی الجوشن. صدا زد هل تعرفنی؟ میشناسی منو؟ میدونی من کیام؟حروم زاده یه دست کشید رو لبهای ابی عبدالله گفت: حسین چرا لبهات خشکه؟ مگه بابات ساقی کوثر نیس شروع کرد به زخم زبان زدن هی گفت یابن فاطمه؟ هی با اسم مادرش صداش زد، گفت تو مگه مادرت فاطمه نیس؟بگو بیان کمکت کنن ارباب ما صدا زد صَدق جَدي رسول الله شمر عصبانی شد گفت: بابات چی گفته؟ گفت: نشونی های صورت تورو داده بود. گفت :الآن یه کاری میکنم دیگه صورت من و نبینی بلند شد موهای حسینو گرفت، سر و چرخوند، صورتو رو خاک فشار داد،زینب دید زمین داره میلرزه، هوا دگرگونه، همه جا تاریک شده، دوید بالای تل، دید شمر خنجر و درآورد. گفت: الآن داغتو به دل مادرت میزارم.شروع کرد ضربه ی اول، ضربه ی دوم، زینب هی به سر میزد حسین ...
یه وقت دید زینب الآنه که قالب تهی کنه ( لحظه ی بریدن سر رو هیچکی ندید )از زیر دست و پایِ شمر صدا زد: إرجعی الی الفُسطاط" خواهرم برگرد خیمه" خانم برگشت ... امام رضا فرمود جدّ ما رو مثل یه قربانی کشتن، ما این روزها زیادگوسفند سر بریدیم یه شب یه شتر نَحر کردن، همه دورش حلقه زدن، هیچکی نرفت جلو قصاب و بگیره، همه خوشحال بودن، یکی میگفت یه قطعه از این قربانی مالِ منه
یه وقت دیدن خولی میگه سرش برا منه
بَجدَل ميگه انگشترش برا منه ...امامِ باقر فرمود جدّ ما رو با پنج وسیله کُشتن"فرقةٌ بالسیوف، فرقةٌ بالرماح، فرقةٌ بالحجارة ..."
اما یه وقت خواهرش دید پیرمردها با عصا میرن تو گودال بی عصا میان بیرون
هر کی هر چی دستش بود حسین و زد*
برچسب ها
- عید عدالت
- روضه جانسوز _ امام هادی علیه السلام _ سید مهدی میرداماد
- روضه قتلگاه
- روضه و توسل
- گريز روضه
- شعر روضه
- مناجات و دعا _کربلایی مهدی رسولی
- متن روضه شب 10 محرم
- متن روضه
- براي امام حسين
- آمد آمد حجت داور
- مدح زیبا _ میلاد حضرت امام محمد باقر علیه السلام _حاج محمد رضا طاهری
- متن شعر مداحي
- متن روضه امام حسين
- اباعبدالله الحسين
- تنظیمات
- روضه جانسوز
- متن شعر و روضه به همراه سبک
- گريز مداحي
- متن روضه برای روز عاشورا
- حاج حسن شالبافان
- حسن شالبافان
- شالبافان
