نمایش جزئیات

به تو‌ گفتم بیا ... سینه زنی و توسل به حضرت ابا عبدالله الحسین علیه السلام اجرا شده شب اول محرم۱۴۰۴به نفسِ حاج‌ محمد رضا بذری

به تو‌ گفتم بیا ... سینه زنی و توسل به حضرت ابا عبدالله الحسین علیه السلام اجرا شده شب اول محرم۱۴۰۴به نفسِ حاج‌ محمد رضا بذری

به تو گفتم بیا امافقط دارم پشیمانی
همه تمرین می کردنداینجا نیزه گردانی
من و چشمان بارانی فدای زخم پیشانی
 
حسین جان حسین جان 
خبر از کوفه نداری 
حسین جان حسین جان 
کاشکی زینبو نیاری
 
تورو به حق مادرت بیا برگرد بیا برگرد
به سوز اشک دخترت بیابرگرد بیا برگرد
 
هراس خیمهٔ زینب مرا بیچاره تر کرد
ولی گفتم صلاح کار زینب را تومی دانی 
چه می آید سرخیمه دراحوال پریشانی
 
عزیزم! عزیزم! نقشه برات کشیدند
تنت میشه مُثله وقتی سرتو بریدند
 
سر از تنت میشه جدا لب تشنه لب تشنه 
حسین! لعنت خدا به اون دشنه به اون دشنه 
 
همه با دامن آتش گرفته روبه گودالند
عجب شام غریبانی عجب شام غریبانی
منو و پاره گریبانی تو و گودال طوفانی 
 
یکی زد دوتا زد همه صورتت عوض شد
پرازخون شداین خاک رنگ تربتت عوض شد 
 
خیمه زن هارو ببین چه آتیشی 
بیفته زینب رو زمین تو پا میشی 
 
حسین جان حسین جان 
مظلوم من حسین جان 
حسین جان حسین جان 
ای بی کفن حسین جان
 
سر پیراهن تو گریه ی ما را در آوردند
میان اینهمه کشته چرا تنها تو عریانی
فتاده ببن میدانی نمیبینند مسلمانی 
 
زمین رو بگردی پره یال ذوالجناحه 
خدایا کمک کن مادرش تو قتلگاهه
 
شکسته شکسته سر روی تنت میذارم
که باید سه ساعت از تو نیزه دربیارم
 
انداختند عمامه اتو نمی بخشم نمی بخشم
 حسین اون سه ساعتو نمی بخشم نمی بخشم 
 
چکمه ی روی سینه اتو نمی بخشم نمی بخشم
حسین اون سه ساعتو‌نمی بخشم نمی بخشم 
 
حسین جان حسین جان 
مظلوم من حسین جان 
حسین جان حسین جان
 ای بی کفن حسین جان
 
خبرداری تو‌ که رفتی به کوفه گردی افتادم
به من ازتو فقط هجران رسید آن هم چه هجرانی 
تو که شاه شهیدانی چرا تنها و عریانی 
 
بریده بریده نفسی دیگه ندارم
نگاه کن که سمت شام و کوفه رهسپارم 
 
ببین به دست من طناب هلال من هلال من 
ناله بزن بزم شراب به حال من هلال من هلال من 
 
«یک سفر آمده بودیم که زهرش کردند»
 
حسین جان حسبن جان 
مطلوم من حسین جان 
حسین‌جان حسین جان 
ای بی کفن‌ حسین جان

نظرات

در حال بارگذاری...