نمایش جزئیات
این خیمه ... روضه و توسل به حضرت علی اصغر علیه السلام اجرا شده شب هفتم محرم۱۴۰۴به نفسِ حاج محمد رضا بذری
این خیمه این اسم اصیل را دوست داریم
این روضه های آتشین را دوست داریم
با گریه های خود حماسه خلق کردیم
اشک بصیرت آفرین را دوست داریم
انّما ربّی سَیَهدین برلب ماست
تکرار آیات مبین را دوست داریم
«حسین جان حسین جان»
والعزةلله نگین خاتم ماست
همواره این نقش نگین را دوست داریم
اسلام آلُ الله اسلام سیاسی است
ما اعتقادی این چنین رادوست داریم
هیهات منه الذلة ما را رهنمون شد
تبیین دستورات دین را دوست داریم
دست ولی امر ما در دست مهدی است
این باور و فهم و یقین رادوست داریم
ایران ما مُلک امیرالمؤمنین است
باجان و دل این سرزمین را دوست داریم
بیش از هر آنچه عاشق نام حسینیم
کارجنون است این طنین را دوست داریم
با أَلبلاءُ لِلبلاء مانوس هستیم
سختی راه اربعین را دوست داریم
*امشب شب علی اصغرباب الحوائجه بگو اقاجان امسال من جانمونم اربعین برام بنویس بیام کربلا ان شاءالله این اربعین آخرین اربعین عصرغیبت باشه*
ما سائلیم شوق حسرت دیرینه ماست
شمشیرهای در کمین را دوست داریم
*سویدبن عمر آخرین شهید اصحابه آخرین شهید قبل بنی هاشمه، توکربلا اول اصحاب رفتند گفتند یاحسین جان تا ما زنده ایم نمی ذاریم از اهل بیت کسی بیادمعرفت رو ببین آخرین نفر سوید بن عمربود.جنگ نمایانی کرد آخرین شهیده اول بیهوش شد از اثر ضربات بعد چند ساعت به هوش اومد نقل تاریخه می شنوید میگفتند کارحسین تمام شدتافهمید میگن کارتمام شد میدونه یه نفره دربرابراین دشمن نمیتونه کاری کنه باخودش گفت حتما از قافله شهدا جا موندم. سریع چاقویی خنجری با خودش داشت به زحمت بلند شد تا لحظه آخر جنگید تا از قافله شهدا جا نمونه*
شوق شهادت حسرت دیرینه ماست
شمشیرهای درکمین رادوست داریم
وقتی سر مان را به دامانش بگیرد
آن لحظه های واپسین رادوست داریم
با اینکه خیلی درهمش کردند اما
مرثیه خوانی وزین را دوست داربم
آنکه سرش برنیزه جسمش برزمین است
مرثیه خوانش حضرت روح الامین است
«لالایی لالایی لالایی لالایی»
*اینجا ابی عبدالله آرزو کرد ای کاش شماهاهم کربلابودید روضه علی اکبر فردا شب میخونم روضه احتضارابی عبدالله است روضه عباس روصه انکسارابی عبدالله است اما سر این دوتاروضه ابی عبدالله آرزو نکرد ای کاش شمابودید ازنزدیک می دیدیدخیمه هاروهم آتیش زدندنخواست ،خودش تشنه داشت توگودال جان می داد آرزو نکرد فقط یه جا آرزوکرد ای کاش همه بودین حداقل یه صحنه رومی دیدید فرمود:شیعه ما آب ببینه یاد ماست. صحبت غریب وشهید بشه یاد ماست. فرمود:کاش همه بودین..صدا زد منتی سرم بذارید بچه ها دارن ازتشنگی می میرند.*
لالایی لالایی لالایی لالایی
تو تنها سپاه بابایی لالایی
برو دست خالی نیایی لالایی
*امام داره به علی اصغر سفارش میکنه *
روی توکرده خیلی مادرت حساب علی
نذار که آب بشه برای قطره آبی ای وای
فشاراون سه شعبه رو با حنجرت بگیر
بعدش روی دستای بابا اروم بخواب علی
حتی اگه سرت جدا شد از بدنت
یه وقت دل بابا رو خون نکنی با دست و پا زدنت
لالایی لالایی لالایی لالایی
برات آب آوردم کجایی لالایی
نگو که روی نیزه هایی لالایی
الهی قربونت برم گلِ نخورده آب
حالا رو نیزه ها ببین به دست ماطناب
تو رو جلوی چشای من رو نیزه می برند
ما رو جلوی چشای تو به مجلس شراب می برند..
*قرآن سردست گرفت لباس پیغمبربه تنش کردلباس رزم از تنش رو در اورد بعضی از نقل ها داره سوار ناقه پیغمبر شد طفل رو به دست گرفت آخه قبلش صدای استغاثه ابی عبدالله که بلندشد دربندی مینوسه، صدای استغاثه ابی عبدالله که بلند شد همهمه شد توو خیمه ها بچه ازگهواره خودشو انداخت رو زمین ،یعنی بابارو منم حساب کن منم هستم بابا..ابی عبدالله لباس پیغمبرتنش کردقرآن به دست گرفت بچه رو آورد اومد جلو تا جاییکه صدارو بشنوند صدا زد.. به ما رحم کنید فرمود: مگه نمی بینید چطور مثل ماهی داره این بچه دهانشو باز و بسته میکنه.. لشکر رو بهم ریخت عده ای گفتند حق با حسینه یکی گفت نه حربه حسینه میخواد به آب برسه. یه صدا بلند شد بگید حرمله بیاد..
امیر پدر و بزنم یا پسر رو؟ با انگشت اشاره کرد سفیدی گلوی بچه رو نمی ببینی جای مناسبی انتخاب کرد. آی خدالعنتش کنه این تیر رو برا چشم عباس در نظر گرفته بود. گفت:..*
قلم درقلب خسته نیشتر بود الهی من
فدای غربت تو قد تیر از قد تو بیشتربود
تیر رو وارد چله کرد "فذبح الطفل من الاذن الی الاذن"تنها شهیدی که موقع جان دادن برا شهادتش پیام تسلیت اومد. یه وقت صدا رسید "دَعهُ يا حُسَينُ؛ " ارباب ما یه کف از خون علی اصغرگرفت به آسمان پاشید یه قطره اشم برنگشت روایت میگه اگه به زمین میرسید عذاب نازل میشد. کار دوم ابی عبدالله این بود یه کف خون علی رو گرفت قنداقه علی رو به خون آغشته کرد. اما کار سوم که داد آسمونیا رو درآورد دیدند یه کف خون روگرفت هی به محاسن خودش میزد." السلام علی شیب الخضیب" یه کاری کرد آسمونیا طاقت نیاوردند. بچه رو به ما بده ما الان تو بهشت براش یه دایه در نظر گرفتیم بچه گرسنه نمی مونه.. حالا میخواد برگرده ابی عبدالله، کربلا سرزمین حیرته حتی دشمنا آب بستن به مزار ابی عبدالله آب میومد تا نزدیک مزارو بر می گشت آب متحیر بود ، بمیرم خود حسین هم متحیر بود هی دو قدم میومد سمت خیمه هی برمیگشت هی میومد هی برمیگشت...*
*گریه کنا امام حسینیا خواهرش زینب و صدا کرد خواهر یا تو بچه رو نگه دار من تیر رو در آرم یا من نگه دارم تو تیر رو در بیار. با نوک شمشیر قبری کند. اومد بچه رو به خاک بسپاره تواین فاصله زینب رفت دنبال رباب ،رباب نمی اومد نمیخواست خجالت ابی عبدالله رو ببینه. اومد بچه رو به خاک بسپاره دید صدا بلندشد داداش صبرکن دارم مادرشو میارم. امکلثوم به دلش میزند بمیرم برا طفلی که خواستن با از شیر جداش کنن با تیر جداش کردن*
مثلا تورو تاب میدم
مثلا به تو آب میدم
مثلا توصدامکردی
مثلا جواب دادم
مثلا عمو برگشته
شدم حالا خیالاتی
مثلا همه جمعیم و
تو اغوش بابایی
نیزه میخواد بی نقابت ببره
بهره از بوی گلابت ببره
وقتی نیزه دار داره تابت میده
لالایی میگم تا خوابت ببره
اصغرم اشک ابر تو مگه یادم میره
قتل صبر تو مگه یادم میره
پسرم کفن و دفن تو اگه یادم بره
نبش قبر تو مگه یادم میره
لالالالا نَخردی شیر
لالالالا بَخردی تیر
لالالالا ته لبخندت بلاده
خواستی شادا کِنی دل باباره
*هرکی داره جان میده علی رو میبینه تو بعضی از مقاتل میگه علی اصغر لبخندزد
من میگم شاید امیرالمومنین رو دید و لبخند زد..دعه یا حسین طبق این نقل
طفل شش ماهه وارد بهشت شد محسن شش ماهه اومد استقبالش تا عمو رو دید صدا زد عمو ..*
مرا با تیر آتش بار کشتن
*عمو محسن صدا زد...*
تو را با تیر آتش بار کشتن
مرا بین در و دیوار کشتن
«یا زهرا...»
برچسب ها
- سیستم آموزش
- حضرت علی اصغر امام حسین
- دانلود روضه
- Cms.Content.GetItem
- روضه جانسوز
- گریز روضه
- متن روضه
- متن روضه حضرت رباب
- Core.Group.Add
- حاج محمدرضا بذری
- دانلود مداحی
- شعر روضه
- آمد آمد حجت داور
- روضه و توسل
- آموزش مداحی
- روضه حضرت علی اصغر
- شور زیبا _ امیرالمومنین علی ابن ابیطالب علیه السلام به نفس کربلایی حسین طاهری
- Core.Language.Set
- سرود زیبا _ ویژۀ میلادِ کریم اهل بیت امام حسن مجتبی علیه السلام _حاج محمد طاهری
- سرود و شور زیبا _ امیرالمومنین علی ابن ابیطالب علیه السلام _ کربلایی محمد الفصولی
- متن شعر مداحی
- گریز مداحی
- مداحی محدرضا بذری
- حاج محمد بذری
